همانگونه که بيان گرديد گردشگری در چارچوب الگوهای فضايی خاصی عمل می کند.يکی از اين الگوهای فضايی گردشگری شهری است. نواحي شهري به علت آنكه جاذبههاي تاريخي و فرهنگي بسيار زيادي دارند غالباً مقاصد گردشگري مهمي محسوب ميگردند. شهرهاي معمولاً جاذبههاي متنوع و بزرگي شامل موزهها، بناهاي يادبود، تئاترها، استاديومهاي ورزشي، پاركها، شهربازي، مراكز خريد، مناطقي با معماري تاريخي و مكانهايي مربوط به حوادث مهم با افراد مشهور دارا بوده كه اين خود گردشگران بسياري را جذب ميكند(Timothy,1995,63). علاوه بر اين حتي در صورتي كه جاذبههاي گردشگري در مناطق غير شهري واقع باشند از آنجا كه شهرها در عينيت يافتگي مكاني، تبلور فضايي را در رابطه با پيرامون خود شكل ميدهند .در اين فضاي شهري كاركرد تنگاتنگ شهر و پيرامون از اهميت اساسي در بركنش هاي فضايي برخودار ميباشد، باز هم حجم زيادي از گردشگري در شهرها متمركز ميشوند. زيرا محل سكونت، سرويس غذا، ارتباطات، حمل و نقل ساير خدمات گردشگري در شهرها واقعاند كه بازديد كنندگان از مناطق اطراف شهر و خود شهر از آنها استفاده ميكنند.
به علاوه دراين بين رشد فزآينده ميل به تمايززدايي در پسامدرنيته، مرزهاي بين كار و اوقات فراغت را درهم ريخته و كار به جزيي از زندگي معاصر بدل گشته است. با از بين رفتن تمايز ميان كار و اوقات فراغت، اين دو در كليتي يكسان ذوب شده و به شكلگيري سبكي از زندگي، كه سبك اكسپرسيونيستي ناميده ميشود، منتهي گرديده است. در اين سبك از زندگي، انسان سعي ميكند چيزي را به وجود آورد كه زندگياش را مهيج و لذت بخش نمايد. از مشخصههاي اين سبك زندگي، پويايي و انعطافپذيري زياد آن است(پاپلي يزدي،72،1382).اين سبك زندگي در همپوشي با شهرنشيني گستره وسيعي مييابد و ميل به گذران اوقات فراغت را در پيرامون اين گونه از سبكمندي زندگي در شهرها افزايش مي دهد.از اين رو شهر نشيني نيز امر گردشگري را تسهيل نموده است به گونه اي كه فشردگي فضا ـ زمان در بستر سازي پسامدرن ، درصد بالايي از شهرنشيني را شكل داده و تبيين عليت انباشت سرمايه را در كلان شهرها سبب گرديده است و همراه با آن برآورد فضاهاي گذران اوقات فراغت را در رابطه با مكان گذران اوقات فراغت در شعاع هاي متفاوت براي پاسخگويي به نيازهاي اين گونه از سبك زندگي و همچنين تدارك كسب سود را در روندي از سرمايه گذاري در مكان به دنبال دارد.
همگام با توسعه گردشگري در نواحي شهري، براي برآوردن نيازهاي گردشگران، خدمات حمايتي بيشتري نظير رستوران و محل اقامت ساخته ميشود. اگر چه اين نكته قابل ذكر است كه بازديدكنندگاني كه از خارج شهر ميآيند تنها كساني نيستند كه از اين امكانات استفاده ميكنند.توسعه زير بناهاي گردشگري سهم زيادي در تغييرات شكل و كاركرد نواحي شهر داشته و تصوير شهر تحت تاثير انواع هتلها و خدمات جنبي ارائه شده، قرار ميگيرد.
چهار ويژگی قابل قبول و متداول شهرها که شامل تراکم زياد فيزيکی ساختار ، مردم و نقشها و گوناگونی فرهنگی ـ اجتماعی ، چند نقش گرايی اقتصادی و مرکزيت عينی در شبکه داخل شهری و منطقه ای را در برمی گيرد؛ وقتی شهرها به عنوان شهری گردشگر پذير عمل کرده وتوسعه می يابند ، اين پيچيدگی ها با فشردگی بيشتری در ساختار و ماهيت گردشگری حل می شود(Pearce,2001,927 ) و تمايزی را در پردازش فضای شهری پيرامون گردشگری شکل می دهدو آثاری را برا جای مینهد که در کنشگری دوسويه گردشگرـ ميزبان نماد می يابد.
در اين ميان کنشگری گردشگران درفضاهای شهری پيرامون جاذبه ها ،بافت شهر ، خريد ، اسکان و فعاليت های جنبی است که در رويکردبه موزه ها ، تئاترها ، نمايشگاه ها ، مراکز تفريحی و نظير اينها تبلور می يابد. اين گونه از گنشگري گردشگري در فضاي شهري در راستاي انگيزه هاي متفاوتي شكل مي گيرد كه شامل موارد زير مي باشد (Hall,1999,167) :
§ ديدار دوستان و خويشاوندان
§ مسافرتهاي تجاري
§ حضور در نمايشگاهها و كنفرانسها
§ بازديد از ميراث فرهنگي
§ سفرهاي مذهبي (زيارت)
§ به منظور حضور در حوادث
§ خريدهاي تفريحي
§ سفرهاي روزانه
§ دلايل شخصي
بر مبناي اين انگيزه ها کنشگری در فضای شهری چند بعدی می باشد که برآورد کننده يک رويکرد به درون در پاسخگويی به نيازهای اقتصادی و يک رويکرد به بيرون در کنش متقابل فرهنگی يا در بعضی موارد تضادهای ناشی از آن است.از اين رودر راستاي پردازش يك الگوي فضايي در شهر ، گردشگری شهری را می توان به صورت زير تعريف كرد :
«گردشگري شهري،کنش متقابل گردشگران ـ ميزبان و توليد فضاي گردشگريپيرامون سفر به مناطق شهري با انگيزههاي متفاوت وبازديد از جاذبهها و استفاده از تسهيلات و خدمات مربوط به گردشگری است كه آثار متفاوتي را در فضاي شهري برجاي مي نهد».
اين تعريف خود به خوبی پيوستگی بين پارامترهای مختلف جريان گردشگری شهری را بيان می کند که در فراگرد ديگر نقش های شهرها ، کارکردی چند بعدی دارد.از اين رو ارائه مدلي مفهومي از گردشگري شهري به عنوان يك الگوي فضايي با در نظر گرفتن رويكردي واسازانه به آن مي تواند در زمينه بررسي گردشگري شهري مفيد واقع شود.
۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه
گردشگری و اشتغال
اثرات ناشي از فعاليت گردشگري در بازار کار وتامين اشتغال يکي از مباحث اقتصادي مربوط به گردشگري مي باشد.از آنجا که بسياري از خدمات گردشگري به هيچ وجه نمي توانند با استفاده از تکنولوژي ارائه شود در مقياسي قابل توجه به اشتغال نيروي انساني به طور مستقيم نيازمند است، اين خود موجب آن مي شود که با توسعه گردشگري در مکان هاي مختلف در يک کليت اقتصادي زمينه هاي ايجاد اشتغال فراهم آيد واز نرخ بيکاري کاسته شود.بديهي است که اين اشتغال حاصل از فعاليت هاي گردشگري مي توانند کمبود باراز کارخانه هاي توليدي را جبران نمايد.زيرا ميزان سرمايه گذاري براي ايجاد يک شغل در زمينه خدمات گردشگري در مقايسه با ديگر صنايع تفاوت فاحشي دارد و کمتر مي باشد.علاوه بر اين اشتغال در فعاليت هاي ديگر که در ارتباط با گردشگري مي باشند همچون کارهاي ساختماني ، تعميرات ،کرايه دادن اتومبيل ، دستفروشي ونظير اينها براي افراد بومي فراهم مي گردد.هرچند اين گونه فعاليت ها از نظر ثبات درآمد نامطمئن مي باشند(سلطاني ،109،1374) ولي در يک حالت از بالا بودن نرخ بيکاري مي تواند حداقلي از کسب درآمد را براي خانوارها سبب شود.از اين رو مي توان يکي از آثار مهم ومفيد توسعه گردشگري را مکان هاي مختلف يک کشور ـ بخصوص در کشورهاي در حال توسعه ـ ايجاد اشتغال واستفاده از نيروي غير متخصص دانست. گردشگري به صورت يک بخش فعال اقتصادي مي تواند از عامل کار بيشتر از ساير عوامل استفاده کند وموجب بالا بردن سطح اشتغال را فراهم آورد .
در مجموع سه نوع اشتغال نيروي انساني (نيروي کار ومديريت) در مورد گردشگري قابل تفکيک است : 1ـ اشتغال اوليه : اين نوع اشتغال عمدتا" در فعاليت هايي است که براي فراهم آوردن زمينه ها وقبل از انجام سفر يا در حين مسافرت به منظور اطلاع بيشتر از پتانسيل هاي بهرهوري قرار دارد؛ فعاليت موسئسات گردشگري واطلاع رساني از اين نوع است. 2ـ اشتغال در تامين نيازها : اين نوع اشتغال که سهم عمده اي از اشتغال در فعاليت هاي گردشگري را شامل مي شود ، در فعاليت هاي است که بطور مستقيم نيازهاي روزمره گردشگر را تا زماني که در مقصد است برطرف مي سازد.اين نوع اشتغال دامنه وسيعي را از فعاليت ها در حمل ونقل ، هتل داري ، رستوران ها و فعاليت ها در ارائه خدمات تفريحي و ورزشي شامل مي شود. 3ـ اشتغال غير مستقيم : اين نوع اشتغال که بيشتر با فعاليت هاي توليدي مرتبط است همزمان با سرمايه گذاري در گردشگري فراهم ميآيد.فعاليت در احداث هتل ها وکليه فعاليت ها قبل از آن ، توليد وسايل حمل ونقل (تا جايي که سهم گردشگري راشامل مي شود) ونيز سهم گردشگري در ايجاد تاسيسات زيربنايي در زمره اين نوع اشتغال است. اشتغال غير مستقيم همان گونه که از نام آن پيداست به طور مستقيم وتنها بافعاليت هاي گردشگري مرتبط نيست بلکه تنها با نسبت حجم سرمايه گذاري در گردشگري به کل تشکيل سرمايه در اقتصاد مشخص مي گردد(زماني ،36،1373).
هرچند ايجاد اشتغال هدف عمده توسعه گردشگري نيست ولي بي شک توسعه آن با فعاليت وخدماتي سروکار دارد که خود به خود ظرفيت اشتغال را بالا مي برد. به گونهاي که توسعه گردشگري سبب بالا رفتن اشتغالات بخش کشاورزي بطور غير مستقيم مي شود زيرا با بالا رفتن تقاضا به سبب ورود گردشگران ، توليدات کشاورزي تحت تاثير آن افزايش مي يابد(بيک محمدي،250،1379).بطور کلي از مزايايي گردشگري در يک مقياس وسيع ايجاد فرصت هاي اشتغال مي باشد. البته ماهيت اين اشتغال هميشه ممکن نيست که رشد اقتصادي مقاصد را تسهيل کند.در بيشتر مواقع اشتغال در زمينه گردشگري گرايش به همپوشي باديگر بخش هاي اقتصادي دارد (مانند کشاورزي ، حمل ونقل ) .اين مي تواند به عنوان مکملي براي درآمد هاي پايين در بخش هاي ديگر اقتصادي باشد. اشتغال در زمينه گردشگري در رابطه با عوامل زير مي تواند کيفيت پائين اشتغال وعدم تحرک اقتصادي را سبب شود((Weaver,2000,272:
· ماهيت غير تخصصي بيشتر اشتغال ها در زمينه گردشگري که به نسبت داراي قابليت فزايندهاي درزمينه ايجاد فرصت هاي اشتغال دارد.
· ميزان بالاي تغيير کار
· ناتواني در شکل گيري اتحاديه ها ومعاملهي گروهي(مذاکرات بين کارگران وکارفرمايان) در زمينه اشتغال در گردشگري(با توجه به خصلت فصلي بودن )
· گرايش تعدادي از کارفرمايان به زير پا گذاشتن ساماندهي حداقل دستمزد ها (به توجه به وجود نرخ بيکاري بالا وهمچنين خصلت فصلي بودن اين نوع اشتغال)
· گرايش کارفرمايان به استخدام نيروي کار تخصصي به عنوان نيروي کار غير متخصص وبه تبع با دستمزد حداقل
در اين ميان در نظر گرفتن اين عوامل براي بهبود اشتغال در فعاليت هاي گردشگري اهميت اساسي دارد.اين در حالي است كه رويكرد به تامين منابع انساني نيز براي اشتغال در اقتصاد گردشگري نيازمند توجه به امر آموزش نيروي انساني بخصوص پيرامون درك و شناخت گردشگري و پي ريزي بنيان هاي مستحكم براي فعاليت در اين امر اقتصادي مي باشد.افزايش اشتغال در گردشگري وابسته به دو امر اساسي مي باشد از يك سو بايد زمينه هاي جذب گردشگر به فضاي سرزميني مهيا باشد كه اين خود وابسته به سنجش پتانسيل هاي گردشگري در هر فضاي سرزميني و در پيش گرفتن استراتژي هاي مدنظر در پيرامون بركنش هاي ژئوپليتيكي گردشگري در عصر پسامدرن مي باشد كه در لايه هاي زيرين خود ريزوم هاي بينا متني را شكل مي دهد و جريان شبكه اي گردشگري را به فضاي سرزميني سبب مي شود از ديگر سو وجود امر آموزش گردشگري براي مهيا نمودن منابع انساني مورد نياز توسعه گردشگري ضروري مي باشد.در راستاي آموزش نيروي انساني براي فعاليت در زمينه گردشگري است كه مي توان با بهره بردن از يك نيروي متخصص و آموزش ديده گستره فعاليت گردشگري را گسترش داد و ضريب اشتغال را در اين فعاليت اقتصادي افزايش داد و براي ساكنان فضاي سرزميني فرصت اشتغال بيشتري را مهيا نمود.
در مجموع سه نوع اشتغال نيروي انساني (نيروي کار ومديريت) در مورد گردشگري قابل تفکيک است : 1ـ اشتغال اوليه : اين نوع اشتغال عمدتا" در فعاليت هايي است که براي فراهم آوردن زمينه ها وقبل از انجام سفر يا در حين مسافرت به منظور اطلاع بيشتر از پتانسيل هاي بهرهوري قرار دارد؛ فعاليت موسئسات گردشگري واطلاع رساني از اين نوع است. 2ـ اشتغال در تامين نيازها : اين نوع اشتغال که سهم عمده اي از اشتغال در فعاليت هاي گردشگري را شامل مي شود ، در فعاليت هاي است که بطور مستقيم نيازهاي روزمره گردشگر را تا زماني که در مقصد است برطرف مي سازد.اين نوع اشتغال دامنه وسيعي را از فعاليت ها در حمل ونقل ، هتل داري ، رستوران ها و فعاليت ها در ارائه خدمات تفريحي و ورزشي شامل مي شود. 3ـ اشتغال غير مستقيم : اين نوع اشتغال که بيشتر با فعاليت هاي توليدي مرتبط است همزمان با سرمايه گذاري در گردشگري فراهم ميآيد.فعاليت در احداث هتل ها وکليه فعاليت ها قبل از آن ، توليد وسايل حمل ونقل (تا جايي که سهم گردشگري راشامل مي شود) ونيز سهم گردشگري در ايجاد تاسيسات زيربنايي در زمره اين نوع اشتغال است. اشتغال غير مستقيم همان گونه که از نام آن پيداست به طور مستقيم وتنها بافعاليت هاي گردشگري مرتبط نيست بلکه تنها با نسبت حجم سرمايه گذاري در گردشگري به کل تشکيل سرمايه در اقتصاد مشخص مي گردد(زماني ،36،1373).
هرچند ايجاد اشتغال هدف عمده توسعه گردشگري نيست ولي بي شک توسعه آن با فعاليت وخدماتي سروکار دارد که خود به خود ظرفيت اشتغال را بالا مي برد. به گونهاي که توسعه گردشگري سبب بالا رفتن اشتغالات بخش کشاورزي بطور غير مستقيم مي شود زيرا با بالا رفتن تقاضا به سبب ورود گردشگران ، توليدات کشاورزي تحت تاثير آن افزايش مي يابد(بيک محمدي،250،1379).بطور کلي از مزايايي گردشگري در يک مقياس وسيع ايجاد فرصت هاي اشتغال مي باشد. البته ماهيت اين اشتغال هميشه ممکن نيست که رشد اقتصادي مقاصد را تسهيل کند.در بيشتر مواقع اشتغال در زمينه گردشگري گرايش به همپوشي باديگر بخش هاي اقتصادي دارد (مانند کشاورزي ، حمل ونقل ) .اين مي تواند به عنوان مکملي براي درآمد هاي پايين در بخش هاي ديگر اقتصادي باشد. اشتغال در زمينه گردشگري در رابطه با عوامل زير مي تواند کيفيت پائين اشتغال وعدم تحرک اقتصادي را سبب شود((Weaver,2000,272:
· ماهيت غير تخصصي بيشتر اشتغال ها در زمينه گردشگري که به نسبت داراي قابليت فزايندهاي درزمينه ايجاد فرصت هاي اشتغال دارد.
· ميزان بالاي تغيير کار
· ناتواني در شکل گيري اتحاديه ها ومعاملهي گروهي(مذاکرات بين کارگران وکارفرمايان) در زمينه اشتغال در گردشگري(با توجه به خصلت فصلي بودن )
· گرايش تعدادي از کارفرمايان به زير پا گذاشتن ساماندهي حداقل دستمزد ها (به توجه به وجود نرخ بيکاري بالا وهمچنين خصلت فصلي بودن اين نوع اشتغال)
· گرايش کارفرمايان به استخدام نيروي کار تخصصي به عنوان نيروي کار غير متخصص وبه تبع با دستمزد حداقل
در اين ميان در نظر گرفتن اين عوامل براي بهبود اشتغال در فعاليت هاي گردشگري اهميت اساسي دارد.اين در حالي است كه رويكرد به تامين منابع انساني نيز براي اشتغال در اقتصاد گردشگري نيازمند توجه به امر آموزش نيروي انساني بخصوص پيرامون درك و شناخت گردشگري و پي ريزي بنيان هاي مستحكم براي فعاليت در اين امر اقتصادي مي باشد.افزايش اشتغال در گردشگري وابسته به دو امر اساسي مي باشد از يك سو بايد زمينه هاي جذب گردشگر به فضاي سرزميني مهيا باشد كه اين خود وابسته به سنجش پتانسيل هاي گردشگري در هر فضاي سرزميني و در پيش گرفتن استراتژي هاي مدنظر در پيرامون بركنش هاي ژئوپليتيكي گردشگري در عصر پسامدرن مي باشد كه در لايه هاي زيرين خود ريزوم هاي بينا متني را شكل مي دهد و جريان شبكه اي گردشگري را به فضاي سرزميني سبب مي شود از ديگر سو وجود امر آموزش گردشگري براي مهيا نمودن منابع انساني مورد نياز توسعه گردشگري ضروري مي باشد.در راستاي آموزش نيروي انساني براي فعاليت در زمينه گردشگري است كه مي توان با بهره بردن از يك نيروي متخصص و آموزش ديده گستره فعاليت گردشگري را گسترش داد و ضريب اشتغال را در اين فعاليت اقتصادي افزايش داد و براي ساكنان فضاي سرزميني فرصت اشتغال بيشتري را مهيا نمود.
برچسبها:
اشتغال و گردشگری,
اقتصاد گردشگری,
مفاهیم گردشگری
گردشگري و محيط جغرافيايي
محيط به عنوان يكي از اركان اصلي جريان گردشگري محسوب ميشود. از اين رو گردشگري و محيط (در ابعاد انساني و طبيعي) به طور متقابل به هم وابسته ميباشند. محيط، بسياري از جاذبهها را شكل ميدهد و پيشبرد توسعه گردشگري به كيفيت محيط مورد بازديد وابسته است. علاوه بر آن، اجراي پروژههاي گردشگري در مراحل مختلف همچون، انتخاب و تعيين محل، ايجاد امكانات دسترسي به محلهاي موردنظر، احداث هتلها، مهيانمودن تاسيسات زيربنايي، همگي در رابطه با محيط بوده و توجه به ابعاد محيطي در پروژههاي گردشگري هميشه در اولويت قرار دارد (ميرابزاده، 1375، 44).
با گسترش گردشگري، استفاده از محيط براي بهرهبرداري نيز افزايش خواهد يافت و لاجرم براي بهرهبرداري بيشتر مرتباً مورد پردازش قرار گرفته و بازساختهاي محيطي مداومي را پشت سر ميگذارد. بازساختهاي محيطي با رويكرد به دورنمايي گردشگر در سطوح بالاتر، كيفيت تجربه گردشگري را مدنظر داشته و با بيتوجهي به كنشهاي محيطي، تنها سودآوري آن را مورد توجه قرار ميدهد. به عقيده كازه (1380، 30) منابع موردنياز گردشگران عبارتند از:
1ـ منابع طبيعي؛ مانند آب و هواي مناسب، عوارض مختلف زمين (توپوگرافي) مانند كوهها، تپهها، درياچهها، سواحل و مجموعه گياهان و جانوران.
2ـ منابع اجتماعي ـ فرهنگي؛ مانند فعاليتها و جلوههاي هنري، جشنوارهها وديگر موارد انساني كه شكلدهنده فرهنگ محيطي است.
3ـ منابع داراي ويژگي اقتصادي؛ كه برطرفكننده نيازمنديهاي خدماتي، تسهيلاتي و رفاهي گردشگران در محيط مقاصد گردشگري ميباشد.
پيرامون پردازش اين منابع محيطي و براي پاسخگويي به خواست گردشگران، درچارهچوب بازساختهاي محيطي است كه در همه كشورهاي جهان، مهمانسراهاي بزرگ و مجهز، شبكه عظيم راههاي هوايي، دريايي و زميني، فرودگاهها، تاسيسات تفريحي در مراكز شهري و روستايي، در كنار دريا و رودخانهها و كرانه كوهها ايجاد شده است ]محلاتي، 1380، 11[. اين خود سبب شده است كه هر مقصدي كه مورد توجه گردشگران قرار گرفته، از نظر محيطي دچار تغييرات و گاهي چالش شود. تغييرات محيطي ناشي از گردشگري ميتواند پيامدهاي منفي و مثبتي را به دنبال داشته باشد.
پيرامون پيامدهاي مثبت بيشتر به كارآمدي گردشگري براي حفظ محيط زيست و افزايش سطح رفاه ساكنان محلي تاكيد ميكند. به گونهاي كه بنا به اظهار نظر سازمان جهاني جهانگردي (1379، 73) ميتوان موارد زير را در چارچوب پيامدهاي مثبت گردشگري دريك محيط به شرح زير برشمرد. ( البته اين قيد را بايد بر آن نهاد كه اين امر وقبتي حاصل ميشود كه از طريق برنامهريزي و آمايش سرزمين اقدام شود).
· گردشگري، حفاظت از منابع طبيعي مهم و حياتوحش كه شامل مواردي از قبيل محيط زيست دريايي، توسعه پاركها و زيستگياههاي ملي و منطقهاي ميشود را توجيه نموده و آن را تامين مالي مينمايد. زيرا اين موارد عمدهترين جاذبهها براي گردشگران به شمار ميروند. در مورد كشورهايي با منابع محدود براي محافظت از محيط زيست، اين نكته از مهمترين منافع گردشگري است.
· گردشگري، حفاظت از اماكن باستاني و تاريخي كه جاذبههاي گردشگري هستند را توجيه نموده و آن را تامين مالي ميكند. حتي بخشهاي تاريخي داخل شهرها و شهركها به دليل بهرهبري گردشگري، مورد حفاظت و توسعه قرار ميگيرند.
· گردشگري به بهبود كيفيت محيط زيست منطقه كمك مينمايد. زيرا كه گردشگران علاقهمند بازديد از مناطق جذاب، پاكيزه و به دور از آلودگي هستند. گردشگري محركهايي را براي پاكيزه نگهداشتن محيط زيست فراهم ميسازد. اين امر از طريق كنترل آلودگي هوا، آب، آلودگي صوتي وبصري، كاستن از تراكم و بهبود كيفيت كلي ظاهري از طريق طراحي ساختمانها و محوطهسازي فراهم ميگردد. حتي خود طراحي و جانمايي شايسته امكانات گردشگري، ميتواند در جذاب ساختن محيط زيست شهري و روستايي سهيم باشد. بهبود زيرساختها بخصوص در مورد تامين آب و سيستم دفع فاضلاب و زباله نيز در بهبود كيفيت زيست محيطي موثر است.
· از آنجا كه ساكنين محلي و بخصوص جوانان، شاهد توجه و علاقه گردشگران به مسائل حفاظت از محيط زيست هستند، گردشگري سبب بالابردن آگاهي جوانان ميشود. آنگاه اين افراد بومي، اهميت حفاظت از محيط زيست را در مناطق خود بهتر تشخيص خواهند داد.
با گسترش گردشگري، استفاده از محيط براي بهرهبرداري نيز افزايش خواهد يافت و لاجرم براي بهرهبرداري بيشتر مرتباً مورد پردازش قرار گرفته و بازساختهاي محيطي مداومي را پشت سر ميگذارد. بازساختهاي محيطي با رويكرد به دورنمايي گردشگر در سطوح بالاتر، كيفيت تجربه گردشگري را مدنظر داشته و با بيتوجهي به كنشهاي محيطي، تنها سودآوري آن را مورد توجه قرار ميدهد. به عقيده كازه (1380، 30) منابع موردنياز گردشگران عبارتند از:
1ـ منابع طبيعي؛ مانند آب و هواي مناسب، عوارض مختلف زمين (توپوگرافي) مانند كوهها، تپهها، درياچهها، سواحل و مجموعه گياهان و جانوران.
2ـ منابع اجتماعي ـ فرهنگي؛ مانند فعاليتها و جلوههاي هنري، جشنوارهها وديگر موارد انساني كه شكلدهنده فرهنگ محيطي است.
3ـ منابع داراي ويژگي اقتصادي؛ كه برطرفكننده نيازمنديهاي خدماتي، تسهيلاتي و رفاهي گردشگران در محيط مقاصد گردشگري ميباشد.
پيرامون پردازش اين منابع محيطي و براي پاسخگويي به خواست گردشگران، درچارهچوب بازساختهاي محيطي است كه در همه كشورهاي جهان، مهمانسراهاي بزرگ و مجهز، شبكه عظيم راههاي هوايي، دريايي و زميني، فرودگاهها، تاسيسات تفريحي در مراكز شهري و روستايي، در كنار دريا و رودخانهها و كرانه كوهها ايجاد شده است ]محلاتي، 1380، 11[. اين خود سبب شده است كه هر مقصدي كه مورد توجه گردشگران قرار گرفته، از نظر محيطي دچار تغييرات و گاهي چالش شود. تغييرات محيطي ناشي از گردشگري ميتواند پيامدهاي منفي و مثبتي را به دنبال داشته باشد.
پيرامون پيامدهاي مثبت بيشتر به كارآمدي گردشگري براي حفظ محيط زيست و افزايش سطح رفاه ساكنان محلي تاكيد ميكند. به گونهاي كه بنا به اظهار نظر سازمان جهاني جهانگردي (1379، 73) ميتوان موارد زير را در چارچوب پيامدهاي مثبت گردشگري دريك محيط به شرح زير برشمرد. ( البته اين قيد را بايد بر آن نهاد كه اين امر وقبتي حاصل ميشود كه از طريق برنامهريزي و آمايش سرزمين اقدام شود).
· گردشگري، حفاظت از منابع طبيعي مهم و حياتوحش كه شامل مواردي از قبيل محيط زيست دريايي، توسعه پاركها و زيستگياههاي ملي و منطقهاي ميشود را توجيه نموده و آن را تامين مالي مينمايد. زيرا اين موارد عمدهترين جاذبهها براي گردشگران به شمار ميروند. در مورد كشورهايي با منابع محدود براي محافظت از محيط زيست، اين نكته از مهمترين منافع گردشگري است.
· گردشگري، حفاظت از اماكن باستاني و تاريخي كه جاذبههاي گردشگري هستند را توجيه نموده و آن را تامين مالي ميكند. حتي بخشهاي تاريخي داخل شهرها و شهركها به دليل بهرهبري گردشگري، مورد حفاظت و توسعه قرار ميگيرند.
· گردشگري به بهبود كيفيت محيط زيست منطقه كمك مينمايد. زيرا كه گردشگران علاقهمند بازديد از مناطق جذاب، پاكيزه و به دور از آلودگي هستند. گردشگري محركهايي را براي پاكيزه نگهداشتن محيط زيست فراهم ميسازد. اين امر از طريق كنترل آلودگي هوا، آب، آلودگي صوتي وبصري، كاستن از تراكم و بهبود كيفيت كلي ظاهري از طريق طراحي ساختمانها و محوطهسازي فراهم ميگردد. حتي خود طراحي و جانمايي شايسته امكانات گردشگري، ميتواند در جذاب ساختن محيط زيست شهري و روستايي سهيم باشد. بهبود زيرساختها بخصوص در مورد تامين آب و سيستم دفع فاضلاب و زباله نيز در بهبود كيفيت زيست محيطي موثر است.
· از آنجا كه ساكنين محلي و بخصوص جوانان، شاهد توجه و علاقه گردشگران به مسائل حفاظت از محيط زيست هستند، گردشگري سبب بالابردن آگاهي جوانان ميشود. آنگاه اين افراد بومي، اهميت حفاظت از محيط زيست را در مناطق خود بهتر تشخيص خواهند داد.
برچسبها:
ماهیت گردشگری
گردشگري و تكنولوژي
مدرنيته با توان پيش برندگي نوآوري هاي تكنولوژيكي توانست مسير تحول را بپيمايد.بنيان اين امر به تبديل علم به تكنولوژي بازميگردد كه سرآغاز آن را مي توان در انقلاب هاي علمي بخصوص در زمينه فيزيك در قرون گذشته بازجست. نوآوري هاي تكنولوژيكي مابعد علم بود كه سبب گرديد علم و تكنولوژي با يكديگر حصار محكمي كه بين واقعيت / غيرواقعيت ، طبيعي / مصنوعي ، ارگانيك / غير ارگانيگ ، بيولوژي / تكنولوژي ، انساني / ماشيني و ذاتي / اكتسابي وجود داشت به تدريج ضعيف كرده و از بين ببرند(Best,1999,151) و اين فرصت را براي مدرنيته مهيا نمايند كه به عنوان يك رويداد معرفت شناختي راز پنهان در ماهيت تكنولوژي را آشكار كند و نشان دهد كه چگونه عقلانيت ناشي از تكنولوژي به انسان مدرن امكان مي دهد تا از قيد و بندهاي جوامع پيشامدرن رها شود (Feenberg,1999,3) .بديندليل در روند مدرنيته تكنولوژي به عنوان ابزاري فني در اصل به منزله كمك هاي اضافي و به مثابه ابزار مصنوعي براي اندامهاي انسان يا به منزله نظام ها و دستگاههاي فيزيولوژيكي تمهيد مي شود كه وظيفه اش به حداكثر رساندن خروجي و به حداقل رساندن ورودي است ( ليوتار،137،1380).در اين روند با جايگزيني تكنولوژي و عقلانيت ناشي از آن خصلت تكنولوژي به اجرا درميآيد و جامعه را به سمتي سوق مي دهد كه از آن به عنوان « مك دوناليزه شدن » ياد مي گردد(ريتزر،785،1380).
تكنولوژي در مدرنيته از يك سو تعيين كننده اهداف و همچنين شيوه رويكرد به آنها و باز هم مهمترين شيوه دور افتادن « نگرش تكنولوژيك» از پرسشهاي هستس شناسي بنيادين مي باشد(احمدي،1377،107) و از ديگر سو مرزهاي خود را فراتر از محيط هاي جغرافيايي ايدئولوژي ميگستردو برخلاف دوران گذشته كه محيط جغرافيايي تكنولوژي كوچكتر و محدودتر از محيط جغرافيايي ايدئولوژي بود ، حوزه نفوذ و محيط جغرافيايي تكنيك هاي جديد فراتر و گسترده تر از جغرافياي تحت حاكميت ايدئولوژي ، شكل گرفت(پاپلي يزدي،13،1369). در اين راستا اقتصاد سرمايه داري همتنيده با مدرنيته با جابجايي تكنولوژي متكي بر دانش پوزيتويستي واقعيت را به تصرف خويش در آورده و در نتيجه شانس عادلانه و برحق بودن خود را افزايش مي دهد. براين مبنا تكنولوژي ، تجلي رويكرد فرهنگ مسلط و كنترل كنندهاي مي شود مه در دوران مدرن با بهرهگيري از انسانها باعث پيدايش اشكال تازه نفوذ و تسلط جامعه بر فرد ميگردد(ماركوزه،159،1362).تكنولوژي مدرن با حالت تضاد دروني خود از يك سو طبيعت را براي زندگي انضباط بخشيده و از ديگر سو چون نيرويي ويرانگر طبيعت را دستخوش تغيير بسيار مي كند.تكنولوژي مدرن از يك سو با خلق شبكه ارتباطي مربوط به خود فشردگي و انقباض «زمان ـ فضا» را در مفهوم سيارهاي سبب گرديده(Harvey,1989,307 ) و از ديگر سو با پيوندي جداناپذير با علوم انساني ، تكنولوژي قدرت رادر كردارهاي اجتماعي نمودار ساخت.پيوند ناگسستني تكنولوژي و جامعه رويكرد به امر اجتماعي را متفاوت از جوامع سنتي ، شكل ديگري بخشيد.انسان مدرن در پارادوكس تسهيلكنندگي و تحميلكنندگي تكنولوژي مدرن ، گريز از زندگي مدرن در زمان فراغت و پذيرفتن آن را به عنوان امر واقع ، تجربه كرد.در اين ميان گردشگري بر بستري از نوآوريهاي تكنولوژيكي شكل گرفت و تاثيرپذيري آن در كنش حاصل از پارادوكس تكنولوژي مدرن تجلي يافت.اين تاثيرپذيري در دو بعد صورتبندي خاصي از گردشگري را نمودار ساخت كه مي توان آنها را در چارچوب تاثيرات مستقيم و غير مستقيم مورد بررسي قرار داد.
تاثيرمستقيم نوآوريهاي تكنولوژيكي پيدايش گردشگري به عنوان يك امر قابل انجام بود.بهگونهاي كه تجلي آن را مي توان در تسهيل ارتباطات بازجست.نوآوريهاي تكنولوژيكي در زمينه حمل و نقل به عنوان يكياز با اهميتترين اصول گردشگري امر سفر را براي گردشگران در چارچوب وسيله نقليه ايمن و شبكه راههاي وسيع و گسترده امكان پذير نمود و انجام گردشگريرا گسترش داد.رسيدن به مقاصد دور در مدت زمان كوتاه و صرف حداقل هزينه در جابجاييها باعث شد تا مراكز اقامت گردشگران در مقاصد شكل گيرد و دريك همتنيدگي كامل ، روند سفر بين دو مكان يكي براي گريز و ديگري براي ماوايي كوتاه مدت و دمي آسودن از ازدحام مدرن را شكل داد.مثالي بارز در اين زمينه مي تواند راهآهن باشد.زيرا تاريخ گردشگري با تاريخ راه آهن رابطه بسيار نزديكي دارد.راهآهن به عنوان وسيله حمل و نقل راحت و قابل اطمينان ، جمعيت انبوهي را براي مسافرت به سوي خود جلب كرد و اين خود در يك رابطه مستقيم گسترش روزافزون راه آهن را در سراسر قاره اروپا سبب گرديد.مقامات و مسئولان راهآهن در اروپا با توجه به اين مساله پيشقدم تاسيس هتل و تاسيسات مناسب در مسير راهآهن شدند.احداث راه آهن در مناطق زيبا و كوهستاني اروپا يكي از اولين اقدامات بود كه براي جلب و جذب گردشگران نقاط مختلف دنيا به عمل آمد.در اين راستا با پيدايش و توسعه شبكه راهآهن در قرن نوزدهم تحولات چشمگيري در توسعه گردشگري و حمل و نقل كالا و مسافر به وجود آورد.شبكه راهآهن اگر چه گران تمام مي شود و پرخرج است در عوض توانسته است براي مسافران ، بازرگانان و گردشگران رفاه ، سرعت و نظم رفت وآمد در رعايت ساعات پيش بيني شده را تضمين كند(رضواني، 1374، 57 ـ42).
ديگر نوآوري هاي تكنولوژيكي در زمينه حمل و نقل نيز همانگونه كه در مورد راه آهن بيان شد با تاثيري گذاري هاي متفاوت عمل نمودندو جريان گردشگري را در روند مدرنيته تسهيل نمودند.بخصوص در اين ميان اختراع اتومبيل در اواخر سده نوزدهم ميلادي و بعد از آن هواپيما در سده بيستم تحول عظيمي را در امر گردشگري سبب گرديدند.از اين لحاظ نوآوريهاي تكنولوژيكي در تاثيرگذاري مستقيم خود به عنوان تجلي عيني جريان دانش گردشگري را تسهيل نمودند.به اين امر در تبارشناسي گردشگري در بخش بعدي بيشتر خواهيم پرداخت و نوآوريهاي تكنولوژيكي به عنوان دانش حاكم در صورتبندي نظام گفتماني پيرامون گردشگري مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
در بعد ديگر تاثيرگذاري غير مستقيم نوآوريهاي تكنولوژيكي بر گردشگري در ابعاد اقتصادي و آجتماعي ـ فرهنگي مدنظر مي باشد.از آنجا كه مدرنيته در ابعاد متافيزيكي خويش با خرد ناشي از انسانگرايي و با تكيه بر دستآوردهاي تكنولوژيكي تسهيل زندگي هرروزه را هدف قرار داد (احمدي،372،1377) و از اين رهگذر فرآيندهاي فرهنگ ، سياست و اقتصاد را درهم آميخت؛ نظامي را پديد آورد كه در چارچوب نوآوريهاي تكنولوژيكي با دخالت در تمامي شئون ، زندگي انسانها را بلعيد و هر جهش را واپس زد(ماركوزه،33،1362).مدرنيته يك نوع قالب بندي براي زندگي انسانها ارائه كرد كه بايد در يك آرمانشهر تكنولوژيكي به كمال برسد(آشوري،13،1375).پيدايش و تكوين جوامع شهري و گسترش روز افزون شهرنشيني همراه با كم شدن زمان كار و تفكيك آن از زمان فراغت و تعيين يك تقويم كار روزانه و هفتگي (رضواني،35،1374) خود نتيجه اين كمال گرايي مدرنيته در به نظم درآوردن زندگي انسانها بود.در اين ميان اين روند كه با كمك توسعه تكنولوژيكي صورت گرفت تاثيرگذاري غير مستقيمي بر گردشگري داشت كه مي توان انها را در موارد زير بيان نمود(قره نژاد،61،1374):
· افزايش درآمد سرانه كه خود افزايش تقاضا براي گردشگري را سبب گرديدو سفر به ديگر مناطق را امكان پذير نمود.افزايش در امد سرانه توانمندي از جا بركندگي انسان مدرن را براي سفرهاي با مقياس زياد را پديد آورد.
· بار مالي سرپرست خانوار در راستاي اشتغال ديگر افراد خانوار در مشاغل مختلف براي هزينه هاي اوليه خانوار كاهش داد .افزايش درآمد خانوار انجام سفر براي گذران اوقات فراغت و گردشگري را در روندي از پس انداز درآمد امكان پذير نمود.
· تقليل ساعات كار و افزايش ساعات فراغت از كار در روندي از تفكيك اين دو امر در روند مدرنيته، بنيان زماني را براي گردشگري فراهم آورد اين خود در حجم تقاضا براي گردشگري تاثير گذار بود.
· مهيا نمودن زمينه استراحت و فراغت به عنوان تجديد نيرو براي شاغلان از سوي ارگانهاي مختلف به صورت يك مساله سياسي و اجتماعي در آمد. به دنبال اين مساله موضوع افزايش قدرت خريد و امكان سير و سفر براي تمام جامعه در سياستگذاريهاي رشد اقتصادي دولتها اجتناب ناپذير گرديد.
بر تمامي اين موارد بايد تاثيرگذاري غير مستقيم تكنولوزي را در بعد اجتماعي ـ فرهنگي بر گردشگري افزود كه در راستاي ازدحام و تراكم ناشي از مدرنيته ، گريز از زندگي مدرن براي مدتي كوتاه و استراحت در مكاني دور از زندگي مدرن را سبب گرديد.ازدحام حاصل از مدرنيته در تبلور عيني جدا سازي فضاي شهري در روندي از ، اينجا مردم ، آنجا ترافيك/ اينجا كار ، آنجا خانه/ اينجا اغنيا ، آنجا فقرا و در ميان آنها موانعي از چمن و سيمان (برمن،204،1380) ، انسان مدرن را زير فشارهاي عصبي و رواني قرار داد و گريز از اين محيط را به عنوان راهكاري براي دوربودن كوتاه مدت و تمدد اعصاب و استراحت در چارچوب گردشگري سبب شد.از اين رو انسان مدرن در زير فشار حاصل از گشتل تكنولوژي در دوره مدرن كه در پيرامون ماهيت چندگانه تكنولوژي شكل دهنده كنش انسان بود رويكرد به گردشگري را به عنوان گونهاي از گذران اوقات فراغت برگزيد.
برچسبها:
مفاهیم گردشگری
اشتراک در:
پستها (Atom)