۲ دسامبر ۲۰۰۹

گردشگری و جهانی شدن

(تأملاتي ژئو اكونوميكي)
مقدمه
پردازش مفهومي آنچه در طي دو دهه گذشته پيرامون تحولات تكنولوژيكي در جهان شكل گرفته است ، بسيار پيچيده و مشكل مي باشد. امروزه جهان با انباشتي از اطلاعات مواجه است كه در روندي از تحولات تكنولوژيكي ، جابجا مي شود و گاه در  چالش با سيبورگ‏هاي انساني پردازشگر جامعه سيليكوني است. از اين مي توان با تاسي به امانوئل كاستلز(1380) ، عصر حاضر را « عصر اطلاعات» ناميد و از منطق شبكه سخن گفت كه همتنيده در پيرامون فضاي جريان هاي جهاني شكل مي گيرد و در ديالكتيك بوم و جهان به كنشگري انسان ها فرصت مي دهد. يكي از اين جريان هاي جهاني كه امروزه در سطحي گسترده در فضاي جهاني كنش مي كند گردشگري مي باشد كه پيامدهاي خاصي را در ديالكتيك بوم و جهان برجاي مي نهد و در پيرامون اين پيامدها ، ضرورت پرداختن به خود را ضروري مي سازد.گردشگري در عصر حاضر بازنمود يك گنشگري گسترده در سطح جهان مي باشد و ميل به همه گير شدن دارد. گردشگران را امروزه در همه جاي دنيا مي توان مشاهده كرد و حتي به گردشگري مجازي پرداخت كه در فضاي جهاني « وب » به گردشگري مي پردازد. اين خود نشان از آن دارد كه حاد واقعيت تمامي عرضه هاي زندگي اجتماعي امروز جهان را تحت سيطره خود دارد و انسان در « هويت تمركز زدايي شده » در پي يافتن اصالت يعني بي اصالتي حاكم بر ايده زندگي ، در تمامي « جا» ها به جستجو مي پردازد.
در اين ميان انسان هيچ مرجع معّيني براي سنجش معيار براي ارزيابي جريان معاني حاصل در فضاي جهاني ندارد از اين رو سوژه ، هويت خود را به عنوان يك قطب ديالوگ از دست مي دهد. عصري كه در آن بعد از اعلام « مرگ خدا » توسط فردريش نيچه ، « مرگ انسان » نيز اعلام مي شود و پايان انسان بر آغاز واپسين انسان نويد مي دهد كه تنها هلاك شدن از شناخت را در سرلوحه تقدير خود دارد. انساني كه در پيرامون « فضيلت سرگرداني» به زندگي تشويق مي‏شود.
بر اين مبنا پردازش مفاهيمي در وضعيتي است كه در آن فضا و زمان ، تثبيت شدگي خود را از دست داده و وضعيتي لافضايي و لا زماني را شكل داده است.در اين وضعيت بر پايه نوآوري هاي تكنولوژيكي ، فضاي مجازي پديدار شده و شكل گيري حاد واقعيتي را پيرامون امر فضايي و زماني سبب مي شود. در ست در اين نقطه است كه وضعيت فرا ـ پسامدرن با به چالش كشيدن « امر واقع » به « امر ممكن » زمينه بروز مي دهد و تركيب اين دو امر در يك حادواقيت، بازشناخت آن دو را از يكديگر غير ممكن مي سازد.اين خود سبب شكل گيري « حس بي جايي» در فضاي مجازي مي شود و حتي در ابعاد اقتصادي به سرمايه داري اين امكان را مي دهد كه در سياليت حاصل، جولان داده و بر پايه يك اليگارشي مالي به كمك نوآوري هاي تكنولوژيكي فضاهايي واقعي را تحت سيطره درآورد و به يك دست سازي جهاني اقدام نمايد. بر اين مبنا براي صورتبندي گردشگري در اين عصر بايد بسترهاي تكنولوژيكي و اقتصادي كه به اين وضعيت فرصت داده بررسي شود.
بسترهاي تكنولوژيكي  
تحليل بسترهاي تكنولوژيك عصر حاضر بر بنيان تحولاتي قرار مي گيرد كه در روندي از انقلاب تكنولوژي اطلاعات شكل گرفته و پيامدهاي در زمينه شكل ها و فرايندهاي اجتماعي بر جاي نهاده است. تكنولوژي اطلاعات در برگيرنده روندي از نوآوري هاي تكنولوژيكي است كه بعد از جنگ جهاني دوم آغاز شد و از دهه1980  همراه با تجديد ساختار سرمايه داري‏ رو به گسترش نهاد. انقلاب تكنولوژي اطلاعات ، مفهوم توليد را دگرگون ساخت به گونه‏اي كه در شيوة توسعه متكي به اطلاعات منبع  توليد در تكنولوژي توليد دانش، پردازش اطلاعات و انتقال نمادها جاي دارد.در اين راستا كار دانش بر روي دانش به عنوان منبع اصلي بهره‏وري محسوب مي‏گردد.پردازش اطلاعات در چرخة ارتباط متقابل ميان منابع دانش تكنولوژيك و كاربرد تكنولوژي براي ايجاد دانش و پردازش اطلاعات، بر بهبود تكنولوژي پردازش اطلاعات به عنوان يكي از منابع بهره وري تاكيد مي كند.در اين ميان اگر صنعت گرايي به رشد اقتصادي ، يعني به حداكثر رساندن برونداد گرايش دارد؛ اطلاعات گرايي به توسعه تكنولوژي ، يعني انباشت دانش و سطوح پيچيده پردازش اطلاعات مي پردازد(كاستلز1،44،1380). براين مبنا نوآوري هاي تكنولوژيكي ، بنياني براي تحولات اقتصادي ـ اجتماعي فراهم مي آورند كه در اين عصر از اهميت بالايي برخوردار هستند.تاثير گذاري انقلاب تكنولوژي اطلاعات  در ابعاد كلي در بر گيرنده پردازش مفهومي آن مي باشد كه مشخص كننده بازخورهاي اين گونه از تكنولوژي در روند تحولات جهاني است.
بسترهاي اقتصادي  
اقتصاد نوين جهاني بر بستري از تحولات تكنولوژي شكل گرفته كه در چارچوب سرمايه داري سازمان نايافته ميل به گسترش تمامي فضاهاي تحت سيطره خود دارد. به گونه اي كه سرمايه داري با گذار از محدوديت هاي دولت ـ ملت، امروزه در فراسوي آن و در فضاي جهاني كنش مي كند و چرخه مصرف را براي كسب سود در تمامي فضاها(سنتي، مدرن و پسامدرن) به كار مي گيرد. آنچه كه در عصر فراـ پسامدرن پيرامون امر اقتصادي و سرمايه‏داري‏ داراي اهميت مي باشد، ميل به كام رسيده سرمايه داري براي جهاني شدن است. اگر سرمايه‏داري امروزه گستره اي جهاني يافته ناشي از تحولات تكنولوژيكي است كه در بالا مورد بحث قرار گرفت. جهاني شدن امروزه بيش از همه اقتصادي است اگرچه به رگه هاي فرهنگي نيز آغشته مي باشد ولي اين امر اقتصادي است كه فضاي تنفس جهاني مي طلبد. فرا ـ پسامدرن درست بر اين امر تاكيد مي كند. اگر جهاني شدن را در غالب مدرنيته محبوس كنيم وضعيتي پارادوكسي بين اقتصاد ملي و فرا ملي را ناديده گرفته ايم و اگر به پسامدرن تاكيد كنيم باز تفاوت بين اقتصاد بين المللي و اقتصاد جهاني را ناديده گرفته ايم. فرا ـ پسامدرن نشان دهنده خاصيت شيزوفرنيك حاد سرمايه داري را نشان مي دهد كه بي پروا به بلعيدن جهان مشغول است و اين در حالي است كه تخيل فرا سياره‏اي بسط يافته در حاد واقعيت امروزي نيز اين امر را تسهيل مي كند. در اين ميان گردشگري بر بنيان سرمايه داري سازمان نايافته ، يكي از جريان هاي سيطره مندي فضايي مي باشد. هرچند در فضامندي خاص خود چرخه مصرف را شكل مي دهد. با اين وجود منطق شبكه اي سرمايه داري معاصر تاكيدي بر فرا ـ پسامدرن و پرداختن به جهاني شدن در اين عصر مي باشد.
جهاني شدن   
جهاني شدن كه معادل  (Globalization  ) مي باشد بر تحولاتي اشاره دارد كه در عصر پسامدرن در پيرامون امر اقتصادي و امر فرهنگي رخ داده است. اين تحولات تا به امروز در عصر فرا ـ پسامدرن ، تغييرات بسياري را در مقياس سياره‏اي شكل داده است. اين امر در هزاره سوم در فرآيندي تكوين يافته ميل به يك دست سازي جوامع مختلف جهان در در اجتماعي يگانه دارد (Boylis,1997,15) وكه بتواند در راستاي بسترهاي تكنولوژيكي براي سرمايه داري بازار يك دستي را فراهم آورد. از اين رو جهان بايد به دهكده اي كوچك بدل گردد كه در آن جريان هاي مالي به سادگي جريان يابند و تحولات مكاني و زماني شكل گرفته، تسهيل كننده اين درهم فشردگي(Waterz, 2001, 67) و شكل دهنده چرخه مصرف و سود در مقياس وسيع مي باشند.از اين رو جهاني شدن را مي توان اين گونه تعريف كرد:« جهاني شدن عبارت است از فرآيند فشردگي فزايندة زمان و فضا در نتيجه جريان سرمايه، كه بواسطة آن مردم دنيا كم و بيش و به صورتي نسبتاً آگاهانه در جامعه جهاني واحد ادغام مي شوند»(گل محمدي،21،1381).‏اين تعريف از جهاني شدن نشان دهنده تاكيد بر امر اقتصادي مي باشد و نشان از شكل گيري اقتصادي نوين در عصر جهاني دارد.در اين راستا و با يك نگرش فراگير در زمينه جهاني شدن مي توان ويژگي هاي جهاني شدن و يا به عبارتي بازشناخت معرفتي آن را به صورت زير بيان نمود‏( Cohen , 2000, 24) ‏ :
·        تغيير مفهوم فضا و زمان
·        شباهت مسائل ايجاد شده براي همه ساكنين زمين
·        شبكه اي از نيروي فزاينده فراملي، سازمانها و شركتهاي بين المللي
·        افزايش حجم تبادلات و كنشهاي فرهنگي
·        همزماني تمام ابعاد در برگيرنده جهاني شدن
اقتصاد امروز جهان در زمينه جهاني شدن و بر بنيان هايي از تجارت آزاد و رويكردي به تعديل اقتصادي فضاهاي سرزميني ، در روندي از پذيرش «مزيت نسبي» ، فرصت هايي اقتصادي متفاوتي را در بخش هاي مختلف خود در زمينه اشتغال و درآمدسبب گرديده است(Weaver,2000,257 ) كه خود نشانگر رويكرد نوين سرمايه داري سازمان نايافته در شكل دادن به جريان سريع و ساده سرمايه به فراسوي مرزهاي ملي و‏شکل گيری پارادايم جديد توسعه منطقه ای در روندی از گذار به پسا فورديسم است‏که در آن مناطق در رقابتی با بازارهای جهانی قرار دارند(Francois,2002,14-15 ). شاخص هاي چنين اقتصادي را مي توان در قالب ارقام تجارت جهاني به ويژه افزايش ضريب صادرات در تجارت جهاني ، رشد مستقيم سرمايه گذاري خارجي و توسعه همه جانبه جريانات سرمايه بازجست.
بدين گونه «سرمايه‌داري از طريق پراكندن، تحرك جغرافيايي و واكنش‌هاي انعطاف‌پذير در بازار كار،‌ فرآيندهاي كار و بازار مصرف، قوي‌تر از گذشته سازمان مي‌يابد (Harvey, 1989, 159).در راستاي اين روند،‌هاروي در پيرامون اقتصاد جهاني شده با استدلال پيرامون «فشردگي فضا و زمان»، به تحرك و جابجايي مكاني و زماني سرمايه در عصر پسافورديسم مي‌پردازد. از نظر او، انباشت انعطاف‌پذير سرمايه با خلق احساس تراكمي و بي‌مقداري زمان و مكان، زمينه جابجايي سريع سرمايه را فراهم مي‌آورد. در جابجايي زماني،‌ كالاهاي توليد نشده در راستاي يك گونه از اليگارشي مالي (اوراق بهادار، قرضه و رهن) خريداري شده و در شيوه‌اي از سلف خري در انتظار افزايش قيمت آن در هنگام عرضه، به پيش خور كردن زمان پرداخته مي‌شود و ازاين طريق از شكل‌گيري انباشت انعطاف‌ناپذير جلوگيري شده و موجودي (يا كالاي در انبار) در زمينه توليد پسافورديسم به صفر مي‌رسد.
جاجايي مكاني نيز انتقال سرمايه را به نواحي فرادست محل انباشت سرمايه، يعني محلي كه در آنجا نياز به سرمايه‌گذاري وجود دارد، سبب مي‌شود و به گونه‌اي مدلي معكوس شده از مركز ـ پيرامون را پي‌مي‌ريزد ]توسعه شرق آسيا ناشي از همين جابجايي سرمايه است[. در اين راستا، صنايع سنگين با آلودگي فزآينده و كارگران يقه‌آبي به كشورهاي پيرامون انتقال يافته تا مكان و زمان آنها را از هم فرو پاشد. در حالي كه سرمايه‌داري مركزي با در اختيار گرفتن توليد غير مادي صنايع بزرگ ارتباطي در اطلاعاتي در پي حل مشكلات ناشي از انباشت خود بر مي‌آيد (دوپويي، 1379، 14). اين در حالي است كه جابجايي مكاني سرمايه خود در روندي كه تمركززدايي در زمينه‌هاي خاص همچون فناوري اطلاعات و ارتباطات، خودكار شدن و رايانه‌هاي ديجيتالي كه تكنولوژي پيشرفته تغييراتي را در آن به وجود مي‌آورد، عوض مي‌شود. بدين گونه استفاده از جابجايي زماني و مكاني سرمايه مازاد سرمايه را تنظيم مي‌كند. هر چند خود واجد تأثيراتي است كه در كشور و محل سرمايه‌گذاري رخ مي‌دهد.
بطور كلي و بر مبناي مسائل مطرح شده، جهاني شدن اقتصاد را مي توان به معناي افزايش معاملات بين المللي در بازارهاي كالا، خدمات و عوامل توليد همراه با رشد تعداد و حوزه فعاليت بازيگران فرامرزي همچون شركت ها، نهادهاي بين المللي و سازمان هاي غير دولتي دانست. جهاني شدن اقتصاد در برگيرنده عوامل مختلفي مي باشد كه از آن جمله مي توان به گسترش سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي، شركت هاي فرامليتي، يكپارچگي بازارهاي سرمايه جهاني و جابجايي سرمايه ناشي از آن، گستره فرا سرزميني سياست هاي دولتي، توجه سازمان هاي غير دولتي به مسائل جهاني و محدوديت هاي سياست هاي دولت كه ناشي از عضويت در نهادهاي بين المللي، اشاره كرد(Deardorff,2000,3 ).
در اين ميان مي توان عوامل موثر بر جهاني شدن اقتصاد را در يك رويكرد راهبردي به صورت زير بيان نمود :
·        پيشرفت تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات
·        ادغام مالي بازار جهاني
·        افزايش سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي
·        آزاد سازي اقتصادي
·        رشد تجارت بين المللي
·        شكل گيري نظام تجاري چند جانبه
بر مبناي آنچه ذكر شد جهاني شدن اقتصاد روندي را در برمي گيرد كه در طي آن ادغام در اقتصاد جهاني از طريق عوامل فوق شكل مي گيرد. مقررات زدايي‏هاي مختلف مربوط به تسهيل حركت عوامل توليد به ويژه سرمايه از مكاني به مكان ديگر، برچيدن مرزهاي تعرفه‏اي و حمايتي به منظور ادغام هرچه بيشتر بازارهاي ملي و منطقه‏اي در هم، برقراري نظام هاي حقوقي بين المللي و به ويژه در چارچوب فعاليت هاي گات به منظور تنظيم امور و پيشرفت هاي تكنولوژيكي به ويژه تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات كه اتصال بازارهاي مختلف را در اقصي نقاط جهان ممكن كرده است. بر اين مبنا هرچه متراكم ترشده زمان و مكان و درهم فشردگي آنها در غالب اقتصاد جهاني امكان پذير گرديده است.
گردشگري و جهاني شدن
گردشگري يكي از عوامل تسهيل كننده جهاني شدن محسوب مي شود. گردشگري به عنوان يكي از جريان هاي داخل منطق شبكه‏اي اقتصاد جهاني مي باشد كه در راستاي جريان سرمايه از مركز به پيرامون عمل مي كند.جهاني شدن اقتصاد بستري را فراهم مي آورد كه در رابطه اي مستقيم با جريان گردشگري قرار مي گيرد. گردشگری در الگو های فضايی سه گانه در فرآيندی از جهانی شدن به سوی شکل دادن به يک  «دهکده گردشگری » [1]در حرکت است وبه مانند بازار آزاد مشترکی می ماند که تمامی کشورها درخور تلاش خود از آن بهره می برند. اصول مشترك در اين دهكده گردشگري سيستم هاي رزرو و رايانه‏اي شدن جهاني مي باشد.رقابت جهاني و داد وستد گردشگري اصول اقتصادي و توزيع سودمندي از گردشگري را ديكته مي كند. در اين راستا گردشگري براي رسيدن به توازن بين دو بعد اتحاد تفاوت ها و تنوع ها تلاش مي كند.از اين رو گردشگري بر گزيده‏اي از چهره هاي مثبت جهاني شدن مي باشد؛ كه بر ويژگي ها و جذابيت هاي محلي شدن[2]تاكيد مي كند.
در اين ميان فرآيند جهاني شدن به برداشتن موانع و مرزها براي سفر به كشورهاي كمك كرده و از يك چشم انداز در زمينه گردشگري به ايجاد يك بازار مشترك با توزيع عادلانه نيروي انساني ، مادي و رفاهي براي همه مردم جهان منتهي مي شود. اين براي گردشگري به معناي رونق است به گونه اي كه دورنماي گسترده گردشگري در تغيير ماهيت مصرف و در چارچوب جهاني شدن مي تواند در برگيرنده موارد زير باشد(Meethan,2001,73) :
·  گردشگران داراي توانمندي بالاي مالي مي باشند، البته با توجه به گستره وسيع بازار در خرج كردن بهينه آن نيز وسواس به خرج مي دهند.
·  گردشگران با توجه به بسترهاي فراهم آمده بيشتر مايل به مسافرت انفرادي مي باشند
·  مقياس مسافرتي در بشيتر مواقع ، فاصله كوتاهي را براي مسافرت در برمي گيرد.
·  تمايل گردشگران با توجه به انباشت اطلاعات در فرآيند جهاني شدن حداكثر تجربه با كمترين تلاش مي باشد.
·  گردشگران مسافرت برنامه ريزي شده و از پيش طراحي شده را ترجيح مي دهند و به عبارتي همچون بسته هاي اطلاعاتي، گردشگري را نيز بسته بندي شده مي خواهند
·  هرچند سن گردشگران افزايش يافته و سالخورده تر مي باشند اما با توجه به بسترهاي تكنولوژيكي كمتر به اقامت تمايل نشان مي دهند. 
هريك از ويژگي هاي گردشگري كه ذكر گرديد در يك همبستگي كامل با پديده جهاني شدن داشته و به گونه اي در ارتباط مستقيم با ان قرار گرفته و همچنين بر آن تاثير مي گذارد. در اين ميان در نظر گرفتن بنيان نظري جهاني شدن كه سر برآوردن گونه اي از ليبراليسم است كه در تمايل سرمايه داري به جهان گستري عمل مي نمايد مي تواند در زمينه پيوند گردشگري و جهاني شدن مفيد واقع شود(Sugiyarto,2003,684). در اين راستا رفاه طلبي ليبرالي همراه با ميل منفردانه سودمندي از آن در زمينه گردشگري با بستري از جهاني شدن كه زمينه هاي مسافرت به هر نقطه اي از جهان فراهم آورده است به مسافرت هاي انفرادي منتهي گرديده است. در اين ميان شكل گيري طبقه اي از بورژوازي نو بين المللي كه كارگزاران ساماندهي نو نظام سرمايه داري فراملي هستند و براي تحقق فرا روايت جهاني شدن تلاش مي كنند(گير،27،1380) در زمينه فراهم آوردن گردشگراني با توانمندي‏مالي بالا عمل مي كند. اين گونه از گردشگران با توجه به انباشت اطلاعات حاصل از جهاني شدن و به وسيله تكنولوژي اطلاعات با برگزيدن مقاصد براي تجربه گردشگري و با كمك آزانس هاي مسافرتي جهاني يا فراهم آورندگان خدمات در مقاصد براي جذب گردشگر با تمايل به مسافرت به آن مناطق ، خواهان حدكثر تجربه گردشگري بوده و علاقه مند مي باشند در مدت زماني اقامتي كوتاه بالا ترين استفاده را كسب نمايند.
بطور كلي در همتنيدگي گردشگري و جهاني شدن امر بديهي مي باشد كه در روندي رو به گسترش بر هم تاثير مي گذارند. اين موضوع كه پيشرفت هاي تكنولوژيكي بخصوص تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات امر گردشگري را تسهيل نموده است غير قابل انكار بوده و حتي فراتر از آن به شكل گيري گونه اي از گردشگري راحت طلب يا « مبل نشين» كه در فضاي مجازي به گردشگري مي پردازد فرصت داده است. شاخص هاي اصلي جهاني شدن و گردشگري را را مي توان در موارد زير مورد بررسي قرار داد :
ـ كاهش محدوديت ها و افزايش درجه باز بودن تجاري و مالي : در اين زمينه گردشگري با بهره بردن از اين موقعيت نه تنها  از چارچوب هاي خاصي براي هزينه توليد استفاده مي كند، بلكه آزادانه مي تواند در تمامي مناطق جهان جريان يابد و بازار مشترك گردشگري را گسترش دهد.
ـ رشد سريع تجارت جهاني : از آنجا كه گردشگري نيز در چارچوب يك سيستم از عرضه و تقاضا شكل مي گيرد ، رشد تجارت جهاني گسترش گردشگري را در مناطق مختلف جهان در قالب تجارتي سودآور سبب مي شود.
ـ رشد سريع سرمايه گذاري مستقيم خارجي : اين امر سبب آن شده است كه سرمايه براي كسب سود با يك نگرش كل گستر براي كسب سود به سوي مقاصد مختلف گردشگري جريان يابد حالا اين فضاها خواه سنتي ، مدرن يا پسامدرن باشند. اين خود به شكل گيري جرياني معكوس شده از مركز ـ پيرامون منتهي گرديده كه در فصل اول مورد بحث قرار گرفته است. بطور كلي اين شاخص نشان دهنده پويايي جريان سرمايه جهاني مي باشد كه با تحرك مكاني و زماني با سرمايه گذاري در گردشگري كه انباشتي سريع را فراهم مي آورد، فضاهاي مختلف را تحت سيطره خود در مي آورد ودر چرخه مصرف و سود جهاني ادغام مي كند.
ـ همگرايي قيمت هاي داخلي و خارجي : در اين زمينه بستري فراهم مي شود تا هزينه سفر براي گردشگران به سمتي از به صرفه بودن، ميل نمايد و اين امكان را براي گردشگران در مسافرت به نقاط مختلف به وجود آورد.
ـ گسترش سازمان هاي تجاري و اقتصادي : گسترش سازمان هاي تجاري و اقتصادي همراه با افزايش مقياس عملكردي آنها در سطح جهان در زمينه گردشگري و در بازار مشترك به وجود آمده، به رقابتي شدن بازار جهاني گردشگري منتهي مي شود و علاوه بر آن مقياس وسيعي از بازار را در چارچوب عرضه و تقاضا در بر مي گيرد.
ـ استراتژي هاي ژئواكونوميكي و ژئوپلتيكي : از آنجا كه در فرآيند جهاني شدن رقابت مناطق مختلف در كسب منافع اقتصادي داراي اهميت مي باشد و اصلي مهم براي بقا در بازار اقتصاد جهاني است استراتژي هاي ژئو اكونوميكي و ژئو پليتيكي خاص در رابطه با امر اقتصادي شكل مي گيرد و از آنجا كه گردشگري به عنوان يك امر اقتصادي داراي منافع فراواني براي هر فضاي سرزميني است، از اين رو در گستره جهاني شدن اين فرصت فراهم مي آيد تا با اخذ استراتژي هاي مطلوب، زمينه هاي جذب گردشگري و گسترش آن در مناطق مختلف جهان فراهم آيد.
ـ  گسترش و پيشرفت تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات : با گسترش اين گونه از تكنولوژي ها علاوه بر افزايش و انباشت اطلاعات در پيرامون مقاصد گردشگري و خود جريان گردشگري، تسهيل كننده جريان گردشگري و بخصوص مسافرت و كارهاي مربوط به آن در كوتاه ترين زمان ممكن مي باشد كه به شكل گيري« گردشگري الكتريكي» منتهي گرديده است. همچنين اين گونه از تكنولوژي بستري را براي شكل گيري « گردشگري مجازي » فراهم مي آورد.
بر مبناي مباحث فوق مي توان بيان داشت گردشگري بازار مشتركي را در سطحي جهاني شكل داده است و از آنجا كه سياست هاي اقتصادي نيز به توسعه گردشگري براي رفع مشكلات اقتصادي تاكيد مي كند(Lanza,2003,320 ) اين بر عهده عرضه كنندگان محصول گردشگري مي باشد كه در چارچوب انطباق با جهاني شدن اقتصادي و بازار رقابتي ناشي از ان به بهره برداري از اين بازار و با توسعه جريان گردشگري به رفع مشكلات اقتصادي خود بپردازند.

ژئوپولتيک گردشگری
حركت به سمت اقتصاد اطلاعاتي- جهاني، رويكرد نويني را در سيطره بر فضاهاي جغرافيايي باز مي‌نمايد. بر گذشتن سرمايه‌داري از «اين هماني» توليد انبوه در چارچوب فورديسم[3]، تجديد ساختاري بود كه به وسيله بحرانهاي دهه 70 ميلادي بر سرمايه‌داري تحميل شد. اين بحرانها كاهش توليد نا خالص ملي،ناكامي دولت‌ها در اجراي سياست‌هاي كنيزي و كورپوراتيستي و افزايش نرخ تورم را سبب گرديد كه در چهار نكته مي‌توان وجود اصلي آن را بيان كرد(بشريه، 1379،68): يكم- تغيير در روابط كار و سرمايه و فروپاشي روابط صنعتي در سطح ملي، دوم- تضعيف اقتصاد كينزي و گرايش به سمت بين‌المللي شدن سرمايه‌داري، سوم- بحران در سازماندهي اقتصادي به شيوه تيلوريسم و گرايش به سمت تمركززدايي و چهارم- گرايش ضد فورديستي در توليد.
بحرانهاي فوق‌الذكر و و جود اصلي آن ساختارشكني سرمايه‌داري سازمان يافته را سبب گرديد و به شكل گيري سرمايه‌داري سازمان نايافته بعد از تجديد ساختاري فرصت ظهور داد كه با تكيه بر دنياميسم دروني خود، مرزها را با انباشت انعطاف‌پذير سرمايه در نورديد. اين گونه از سرمايه داري فزون طلب، گسترش‌پذير، بسط يابنده و در حين حال متكي به منطق شبكه است (كاستلز،1380، 48- 40 ). اگر در فورديسم سرمايه‌داري در قالب شيوه توليد دال بر روشهايي از روي الگو[4]  است كه هويت‌ها ر ابه صورت خود بسنده[5]  به گونه‌اي سودمند در مي آورد، سرمايه داري در قالب پسافوردسيم داراي شيوه توليد ناپايدار، بهنگام، چند لايه و پراكنده مي‌باشد. اين خود شكل گيري« اقتصاد زيبا شناختي نشانه ها»(Roberts, 2002, 7) را تسهيل مي‌نمايد، كه به عنوان مرحله جديدي از سرمايه‌داري پس از گذار از نيازهاي اقتصادي، پس انداز و كميابي رخ نموده است. اين اقتصاد بر پايان تضاد كار و سرمايه به وسيله پر كردن شكاف تاريخي بين مصرف‌‌كننده‌ها و توليدكننده ها در جامعه مصرف انبوه فرصت مي‌دهد. اقتصاد زيبا شناختي هنگامي كه به اصلي بنيادي در سمبوليسم و مصرف تبديل مي شود، گرايش به مشخص كردن تمايز بين توسعه و استفاده از منابع دارد. در اين بين دگرگوني اقتصادي در برگيرنده شماري از روابط پيچيده و فراگير و روابط مبادلاتي است. كه در ارتباط با پيوندهاي نيرومند و روابط همپيوند ميان بخش‌هاي صنعتي، خدماتي و تكنولژيكي در زمينه توسعه می باشد. چنين تنظيمي در اقتصاد زيبا شناختي سبب كاهش فرق گذاشتن ميان بخش‌هاي سنتي شده و به ترتيب به يك روند همزمان خدمات صنعتي‌گرايانه منتهي مي‌گردد در يك حالت كلي سرمايه‌داري سازمان نايافته، با عبور از نگرش تك محور در وضعيتي جهاني، نوعي انتقال و جابه جايي را به سازمان‌هاي كوچك‌تر با واحدهاي فرعي، نوعي تقسيم كار نسبتا" غير رسمي ولي انعطاف پذير، افزايش تنوع در ماهيت توليدات و محصولات و ساختارهاي مديريتي نا متمركز را شكل مي‌دهد.
 محورهاي توسعه در چارچوب جهاني شدن كارخانه- جامعه و نظام سرمايه‌داري به هنگامه غلبه توليد رايانه اي و حضور كار در مركز زيست ـ بوم و بسط همكاري اجتماعي در سراسر جامعه تبديل به يك امر كلي مي‌شود كه ابعاد مختلفي را در فضاي سرزميني در بر مي‌گيرد.
اين درحالی است که در حال حاضرمحور مناطق ژئواستراتژيک "عامل انسانی ومنابع اقتصادی"  است.در نتيجه اکنون در راستای ديدگاه« انسان با ابزار اقتصادی در يک فضای جهانی»(رحيم پور،1381،55 ) ،مناطق استراتژيک وقلمروهای ژئوپولتيکی بيشتر براساس معيارهای اقتصادی تعيين می شونددراين ميان رقابت بر روی جذب سرمايه متمرکز می شود.که در جلوه های از اقتصاد زيبا شناختی عمل می نمايد.از آنجاکه گردشگری در اين اقتصاد يکی از عوامل اصلی کسب سرمايه چه از طريق سرمايه گذاری وچه از طريق جذب گردشگر در فضای سرزمينی می باشد؛و رويکرد به آن جنبه های ژئو اکونوميک يافته که در رقابت ميان مناطق مختلف پيرامون آن چالش های ژئوپوليتکی را سبب می شود .که اهدافی در راستای دستيابی به جايگاهی مستحکم را در زمينه گردشگری دنبال می کند وازآنجا که در ژئوپولتيک مفهوم فضای سرزمينی شامل تمامی فضا های تحت نفوذ انسان است وباتوسعه وپيشرفت تکنولوژی قلمرو ژئوپولتيکی آن گسترش می يابد. ژئوپولتيک گردشگری نيز با توجه به نوآوری های فزآينده تکنولوژيکی بخصوص در زمينه حمل ونقل گستره ای جهانی را در سيطره سرمايه داری در برمی گيرد.اين ژئوپولتيک به سياستگذاری های کلان اقتصادی درسطح جهان در پيرامون گردشگری فرصت می دهد وگردشگری را در پيرامون آن به امری جهانی بدل می سازد(Sugiyarto,2003,683-84 ).از اين رو ارزش حقيقي گردشگری در هر فضای سرزمينی بستگی به فراوانی وکيفيت منابع گردشگری همراه با در پيش گرفتن مديريتی کارآمد در صحنه ژئوپولتيک گردشگری دارد.در اين راستا ژئوپولتيک گردشگری عبارت است از" هنر موازنه جذب گردشگر با رقيب هايی در سطح منطقه ای وجهانی در راستای سياستگذارهای اقتصادی برای توسعه فضای سرزمينی وکسب منافع ملی که به رفاه ساکنان و پايداری منابع منتهی گردد."[6]
آنچه از ژئوپولتيک گردشگری بيان گرديد در برگيرنده اين مفاهيم است که در فراگرد مرزهای ملی ودر رويکرد ی به باز ساخت فضايی گردشگری در فضای سرزمينی ،توجه به روند  والگو های جريان گردشگری ضروری می باشد.نگرش های فرهنگی نيز به اين مقوله می تواند در قالب رهيافتی اقتصادی به گردشگری به عنوان يک فرهنگ شکل بگيرد.فرهنگ در عصرپسامدرن به عنوان بازاری از تقاضا های زيباشناختی است که در سياست گذاری های کلان  در يک کثرت گرايی فرهنگی در چارچوب شرايط اقتصادی مورد ارزيابی قرار می گيرد(Rajan,2002,46).آنچه رخ داده اين است که توليد زيباشناختی در جهان امروز باتوليد کالا به طور کلی جمع آمده است.
اکنون ضرورت های جنون آسای اقتصادی ايجاد موج های تازه از کالا هر چه جديدتربا نرخ بالاتربازگشت سرمايه عملکرد وموقعيت ساختاری مهمتری برای نوآوری وتجربه زيباشناختی ايجاب می کند.در فعاليت های گردشگری در عصر حاضر پيرامون ژئوپولتيک سرمايه ،توسعه تازه وشگفت انگيزی را در نفوذ به قلمروهای ماقبل مدرن (طبيعت و انسان) وبهرگيری از آنها يافته است.از اين رو است که می توان به قابليت تمدن های سنتی (از جمله ايران)در پردازش مفهوم ژئوپولتيک گردشگری پی برد.هرچند بايد تلاش های انحرافی وعمدی فعاليت های گردشگری جديد را برای کشف وبيان اين فضاهای تازه در چارچوب شيوه های خود به صورت رهيافت های متعددی برای بازنمايی[7] واقعيت جديد دانست.
در اين ميان ديگر تطبيق با جامعه معيار نيست تطبيق با بازار مهم است.در اين هنگام جامعه رفته رفته به بازاری تشبيه که در آن مقاصد ايدئولوژيک وحتی سياسی ناپديد شده وآنچه در بساط می ماند فقط جدال برای پول وجستجوی هويت است(تورن،1380،309).ازهمين رو جامعه دارای يک نظم اقتصادی ـ خدماتی می‌‌‌شود و در آن مبارزه‌ها برای بقا شدت می يابد.انحصار ريشه‌‌‌‌ا‌ی فعاليت های اقتصادی برساحت سياسی واجتماعی زندگی انسان تحکيم می‌شود. در گردشگری نيز اين روند در سبک زندگی اکسپرسيونيستی و پردازش حس نوستالژی جلوه های راخلق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که درآن ميل به مصرف اوقات فراغت افزايش يافته است. در اين راستا « دورنمايی گردشگر[8] » (Urry,1990,120)به عنوان ابزاری در عملکرد ژئوپولتيک گردشگری هدايت جريان بازديدکنندگان را بر عهده دارد .دورنمايی گردشگر درواقع ترکيبی چندگانه برای ساماندهی اجتماعی ومجموعه ای متشکل ازشيوه ديدن،شناخت ودرک افکار عمومی است.که در ترکيب باقابليت های مديريتی ـ تکنولوژيکی نقش اصلی را در ژئوپولوتيک گردشگری برعهده دارد.
 نتيجه گيري
گردشگري در عصر حاضر بستري از تحولات تكنولوژيك و اقتصادي تغييرات مهمي را تجربه كرده است و خود به اصلي اساسي در امر اقتصادي بدل گشته است. گردشگري در اين عصر هم در عين و هم در ذهن، در فضاي حقيقي و فضاي مجازي گسترشي فراگير يافته است و رويكردي را به تجربه كردن هرچيز به نمايش گذاشته است. امروزه گردشگران عصر فرا ـ پسامدرن خود ميزباناني هستند كه با يك كوله پشتي و چادري براي اقامت خود مسافرت مي كنند و ديگر از آن شكوه وجلال مسافرت انبوه خبري نيست. اين گردشگران ديگر الزامي را براي خريد يك مكان اقامت دائم متصور نيستند آنها با رزرو جاه در مكان هاي مختلف و در زمان هاي مختلف با درهم ريختن مسير به مسافرت اقدام مي نمايند . ديگر زمان و مكان اهميت خود را از دست داده است و در حالي كه هريك از مقاصد در پي افزايش مدت اقامت گردشگران براي كسب سود بيشتر دارند مدت اقامت گردشگران در هر مقصد كاهش يافته است. اين در حالي است كه بوركراسي و اسناد لازم براي سفر به مناطق مختلف جهان كاهش مي يابد و زمان دسترسي به حداقل مي رسد. بهتر است بگوييم گردشگري در عصر فرا ـ پسامدرن در بسيار كوچك شده و بيش از همه به تكنولوژي هاي جديد وابسته‏شده است. در اين ميان بازشناخت امر توسعه پيرامون گردشگري خود به عوامل ديگري وابسته گرديده است كه از آن جمله بهينه سازي و موجود بودن منابع سخت افزاري و نرم افزاري مي باشد و در بستري از مديريت انعطاف پذير شكل مي گيرد.
در اين ميان مطالعه ژئوپولتيک گردشگری در خصوص تعداد گردشگران ودرآمدهای حاصل از آن در مناطق مختلف جهان بيانگر آن است که برخی کشورها با اتخاذ سياست ها ، برنامه ها و ارائه آميخته دورنمايی گردشگر متناسب با خواست ها وانتظارات گردشگران معادل يا حتی چندين برابر درآمدهای تفتی ايران از فعاليت های گردشگری درآمدهای ارزی کسب می کنند.ازاين رو توسعه گردشگری در ايران اجتناب نا پذير است وبايد باتمامی محدوديت ها وامکانات براين امر همت گشود.بررسی توسعه گردشگری در ايران به مطالعه منابع ، امکانات وتحليل فضای ژئوپولتيکی گردشگری در سطح جهان دارد .لذا به اين منظور برنامه ريزی بازاريابی دربخش گردشگری مطالعه وبررسی عناصر« آميخته بازار يابی خدمات[9] »(روستا،8،1380) راضروری می سازد.
 اين در حالي است كه فشار تقاضا برای گردشگری ،برای بسياری از مردم ضرورتی برای زندگی تلقی می شود.بطورکلی در عصر پسامدرن اوقات فراغت وگردشگری به عنوان حق ،نه پاداش محسوب گرديده وبه پايه های زندگی وهستی بدل گرديده است. از اين رو گردشگری در عصرپسامدرن ،فرآيندی  است از مجموعه عوامل اقتصادی ، اجتماعی ـ فرهنگی ومحيطی که در يک سبک زندگی اکسپرسيونيستی به هم پيوند می خورد و واکنش های بسياری  را برای لذت تجربه کردن ،در بسياری از سطوح معرفتی در چارچوب هستی شناختی  وپايبندی به اکنون چه در جامعه وچه در خود راسبب می شود.در اين راستا گردشگری هرچند با سرمايه داری سر در دامان دارد و يکی از عوامل زيادی است که در توسعه نقش دارد وبايد در متن اجتماعی واقتصادی فضای سرزمينی در نظر گرفته شود.همچنين گردشگری يک دليل برای جهانی شدن است وراه برای رسيدن به جهانی شدن از طريق گردشگری باز است.



3- Tourist Village
[2]- Localization
3-Fordism                
4-Pattern                  

7ـ در زمينه اين تعريف از تعريف ژئوپولتيک توسط دکتر پيروز مجتهد زاده استفاده بسيار شد. ر.ک :
مجتهد زاده ،پيروز :ايده های ژئوپولتيک وواقعيت های ايرانی ،نشر نی ،چاپ اول ،1379،ص 23
                                                                                                                            7-Representation
                                                                                           8-Tourism Gaze                                                                                                                                                        
                                                             11-Service Marketing Mix

ژئوپولتيک گردشگری

حركت به سمت اقتصاد اطلاعاتي- جهاني، رويكرد نويني را در سيطره بر فضاهاي جغرافيايي باز مي‌نمايد. بر گذشتن سرمايه‌داري از «اين هماني» توليد انبوه در چارچوب فورديسم[1]، تجديد ساختاري بود كه به وسيله بحرانهاي دهه 70 ميلادي بر سرمايه‌داري تحميل شد. اين بحرانها كاهش توليد نا خالص ملي،ناكامي دولت‌ها در اجراي سياست‌هاي كنيزي و كورپوراتيستي و افزايش نرخ تورم را سبب گرديد كه در چهار نكته مي‌توان وجود اصلي آن را بيان كرد: يكم- تغيير در روابط كار و سرمايه و فروپاشي روابط صنعتي در سطح ملي، دوم- تضعيف اقتصاد كينزي و گرايش به سمت بين‌المللي شدن سرمايه‌داري، سوم- بحران در سازماندهي اقتصادي به شيوه تيلوريسم و گرايش به سمت تمركززدايي و چهارم- گرايش ضد فورديستي در توليد (بشريه، 1379،68).
بحرانهاي فوق‌الذكر و و جود اصلي آن ساختارشكني سرمايه‌داري سازمان يافته را سبب گرديد و به شكل گيري سرمايه‌داري سازمان نايافته بعد از تجديد ساختاري فرصت ظهور داد كه با تكيه بر دنياميسم دروني خود، مرزها را با انباشت انعطاف‌پذير سرمايه در نورديد. اين گونه از سرمايه داري فزون طلب، گسترش‌پذير، بسط يابنده و در حين حال متكي به منطق شبكه است (كاستلز،1380، 48- 40 ). اگر در فورديسم سرمايه‌داري در قالب شيوه توليد دال بر روشهايي از روي الگو[2]  است كه هويت‌ها ر ابه صورت خود بسنده[3]  به گونه‌اي سودمند در مي آورد، سرمايه داري در قالب پسافوردسيم داراي شيوه توليد ناپايدار، بهنگام، چند لايه و پراكنده مي‌باشد (پاستر، 1377، 67 ). اين خود شكل گيري اقتصاد زيبا شناختي نشانه ها را تسهيل مي‌نمايد، كه به عنوان مرحله جديدي از سرمايه‌داري پس از گذار از نيازهاي اقتصادي، پس انداز و كميابي رخ نموده است. اين اقتصاد بر پايان تضاد كار و سرمايه به وسيله پر كردن شكاف تاريخي بين مصرف‌‌كننده‌ها و توليدكننده ها در جامعه مصرف انبوه فرصت مي‌دهد (Roberts, 2002, 7) . اقتصاد زيبا شناختي هنگامي كه به اصلي بنيادي در سمبوليسم و مصرف تبديل مي شود، گرايش به مشخص كردن تمايز بين توسعه و استفاده از منابع دارد. در اين بين دگرگوني اقتصادي در برگيرنده شماري از روابط پيچيده و فراگير و روابط مبادلاتي است. كه در ارتباط با پيوندهاي نيرومند و روابط همپيوند ميان بخش‌هاي صنعتي، خدماتي و تكنولژيكي در زمينه توسعه می باشد. چنين تنظيمي در اقتصاد زيبا شناختي سبب كاهش فرق گذاشتن ميان بخش‌هاي سنتي شده و به ترتيب به يك روند همزمان خدمات صنعتي‌گرايانه منتهي مي‌گردد در يك حالت كلي سرمايه‌داري سازمان نايافته، با عبور از نگرش تك محور در وضعيتي جهاني، نوعي انتقال و جابه جايي را به سازمان‌هاي كوچك‌تر با واحدهاي فرعي، نوعي تقسيم كار نسبتا" غير رسمي ولي انعطاف پذير، افزايش تنوع در ماهيت توليدات و محصولات و ساختارهاي مديريتي نا متمركز را شكل مي‌دهد(برانيگان،1380،362). محورهاي توسعه در چارچوب جهاني شدن كارخانه- جامعه و نظام سرمايه‌داري به هنگامه غلبه توليد رايانه اي و حضور كار در مركز زيست- بوم و بسط همكاري اجتماعي در سراسر جامعه تبديل به يك امر كلي مي‌شود كه ابعاد مختلفي را در فضاي سرزميني در بر مي‌گيرد.
اين درحالی است که در حال حاضرمحور مناطق ژئواستراتژيک "عامل انسانی ومنابع اقتصادی"  است.در نتيجه اکنون در راستای ديدگاه" انسان با ابزار اقتصادی در يک فضای جهانی"،مناطق استراتژيک وقلمروهای ژئوپولتيکی بيشتر براساس معيارهای اقتصادی تعيين می شوند(رحيم پور،1381،55 ). دراين ميان رقابت بر روی جذب سرمايه متمرکز می شود.که در جلوه های از اقتصاد زيبا شناختی عمل می نمايد.از آنجاکه گردشگری در اين اقتصاد يکی از عوامل اصلی کسب سرمايه چه از طريق سرمايه گذاری وچه از طريق جذب گردشگر در فضای سرزمينی می باشد؛و رويکرد به آن جنبه های ژئو اکونوميک يافته که در رقابت ميان مناطق مختلف پيرامون آن چالش های ژئوپوليتکی را سبب می شود .که اهدافی در راستای دستيابی به جايگاهی مستحکم را در زمينه گردشگری دنبال می کند وازآنجا که در ژئوپولتيک مفهوم فضای سرزمينی شامل تمامی فضا های تحت نفوذ انسان است وباتوسعه وپيشرفت تکنولوژی قلمرو ژئوپولتيکی آن گسترش می يابد (عزتی ،1372،84) ژئوپولتيک گردشگری نيز با توجه به نوآوری های فزآينده تکنولوژيکی بخصوص در زمينه حمل ونقل گستره ای جهانی را در سيطره سرمايه داری در برمی گيرد.اين ژئوپولتيک به سياستگذاری های کلان اقتصادی درسطح جهان در پيرامون گردشگری فرصت می دهد وگردشگری را در پيرامون آن به امری جهانی بدل می سازد(Sugiyarto,2003,683-84 ).از اين رو ارزش حقيقي گردشگری در هر فضای سرزمينی بستگی به فراوانی وکيفيت منابع گردشگری همراه با در پيش گرفتن مديريتی کارآمد در صحنه ژئوپولتيک گردشگری دارد.در اين راستا ژئوپولتيک گردشگری عبارت است از" هنر موازنه جذب گردشگر با رقيب هايی در سطح منطقه ای وجهانی در راستای سياستگذارهای اقتصادی برای توسعه فضای سرزمينی وکسب منافع ملی که به رفاه ساکنان و پايداری منابع منتهی گردد."[4]
آنچه از ژئوپولتيک گردشگری بيان گرديد در برگيرنده اين مفاهيم است که در فراگرد مرزهای ملی ودر رويکرد ی به باز ساخت فضايی گردشگری در فضای سرزمينی ،توجه به روند  والگو های جريان گردشگری ضروری می باشد.نگرش های فرهنگی نيز به اين مقوله می تواند در قالب رهيافتی اقتصادی به گردشگری به عنوان يک فرهنگ شکل بگيرد.فرهنگ در عصرپسامدرن به عنوان بازاری از تقاضا های زيباشناختی است که در سياست گذاری های کلان  در يک کثرت گرايی فرهنگی در چارچوب شرايط اقتصادی مورد ارزيابی قرار می گيرد(Rajan,2002,46).آنچه رخ داده اين است که توليد زيباشناختی در جهان امروز باتوليد کالا به طور کلی جمع آمده است(جيمسون،7،1379).
اکنون ضرورت های جنون آسای اقتصادی ايجاد موج های تازه از کالا هر چه جديدتربا نرخ بالاتربازگشت سرمايه عملکرد وموقعيت ساختاری مهمتری برای نوآوری وتجربه زيباشناختی ايجاب می کند.در فعاليت های گردشگری در عصر حاضر پيرامون ژئوپولتيک سرمايه ،توسعه تازه وشگفت انگيزی را در نفوذ به قلمروهای ماقبل مدرن (طبيعت و انسان) وبهرگيری از آنها يافته است.از اين رو است که می توان به قابليت تمدن های سنتی (از جمله ايران)در پردازش مفهوم ژئوپولتيک گردشگری پی برد.هرچند بايد تلاش های انحرافی وعمدی فعاليت های گردشگری جديد را برای کشف وبيان اين فضاهای تازه در چارچوب شيوه های خود به صورت رهيافت های متعددی برای بازنمايی[5] واقعيت جديد دانست.
در اين ميان ديگر تطبيق با جامعه معيار نيست تطبيق با بازار مهم است.در اين هنگام جامعه رفته رفته به بازاری تشبيه که در آن مقاصد ايدئولوژيک وحتی سياسی ناپديد شده وآنچه در بساط می ماند فقط جدال برای پول وجستجوی هويت است(تورن،1380،309).ازهمين رو جامعه دارای يک نظم اقتصادی ـ خدماتی می‌‌‌شود و در آن مبارزه‌ها برای بقا شدت می يابد.انحصار ريشه‌‌‌‌ای فعاليت های اقتصادی برساحت سياسی واجتماعی زندگی انسان تحکيم میشود(دوپويی،1379،11).در گردشگری نيز اين روند در سبک زندگی اکسپرسيونيستی و پردازش حس نوستالژی جلوه های راخلق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که درآن ميل به مصرف اوقات فراغت افزايش يافته است. در اين راستا دورنمايی گردشگر[6] به عنوان ابزاری در عملکرد ژئوپولتيک گردشگری هدايت جريان بازديدکنندگان را بر عهده دارد .دورنمايی گردشگر درواقع ترکيبی چندگانه برای ساماندهی اجتماعی ومجموعه ای متشکل ازشيوه ديدن،شناخت ودرک افکار عمومی است(Urry,1990,120).که در ترکيب باقابليت های مديريتی ـ تکنولوژيکی نقش اصلی را در ژئوپولوتيک گردشگری برعهده دارد.


3-Fordism                
4-Pattern                  

6ـ در زمينه اين تعريف از تعريف ژئوپولتيک توسط دکتر پيروز مجتهد زاده استفاده بسيار شد. ر.ک :
مجتهد زاده ،پيروز :ايده های ژئوپولتيک وواقعيت های ايرانی ،نشر نی ،چاپ اول ،1379،ص 23
                                                                                                                            7-Representation
                                                                                           8-Tourism Gaze                                                                                                                                     

گردشگری پایدار

گردشگری در مفهوم پايداری در برگيرنده پردازش معنايی خاص خود است.در اين ميان زايش اين مفهوم در ادبيات گردشگری حاصل تلاش در دستيابی به توسعه پايدار در تمامی زمينه های توسعه می باشد.بخصوص بعد از اجلاس زمين در سال 1992در ريودوژانيرو که دولت ها را به سمت توسعه‌ای سوق داد که حداقل زيان ولطمه را برمحيط زيست وارد سازد ؛ توافقات حاصله در دستور کار جلسه 21(يعنی برنامه‌های مربوط به قرن بيست ويکم) قرار گرفت. اين دستور جلسه در واقع شامل مجموعه‌ای از طرح ها عملی مفصل بود که نقش هر کشور در رسيدن به توسعه پايدار بيان می نمود.از اين رو بر مبنای دستور جلسه 21، از سوی سازمان های بين المللی گردشگری در سطح جهان « دستور جلسه 21برای گردشگری » منتشر شد.که در آن نياز به رسميت شناختن نقش گردشگری را در فرايند توسعة مناسب گوشزد می کرد و ضرورت طرح عملی برای سازمان های گردشگری را در راستای به فعليت در آوردن اصول گردشگری پايدار را پيش می‌کشيد(لومسدن،‌375،1380).به دنبال اين روند اولين کنفرانس جهانی گردشگری پايدار در سال 1995 در مادريد برگزار شد. برخی از نکات مطرح شده در اين کنفرانس پيرامون گردشگری پايدار عبارت بودند از (کاظمی ،129،1380):
·   توسعه گردشگری بايد براساس معيارهای پايداری باشد.بدين معنا که مسايل اکولوژيکی در بلند مدت ، مسايل اقتصادی وتعهدات لازم نسبت به جنبه های اجتماعی و اخلاقی بايد رعايت شود.
·        ماهيت پايداری گردشگری مستلزم محيط های طبيعی ، فرهنگی وانسانی است.
·        گردشگری بايد جنبه های فرهنگی ، ارزشی وعناصر سنتی جوامع محلی را مد نظر داشت باشد.
بطور‌کلی اين تلاش ها نشان ازآن دارد که گردشگری بتواند  در پردازش توسعه پايدار راهکاری عملی را شکل دهد.از اين رو هدف اصلی در بسط معنايی گردشگری پايدار پيرامون ارائه روش های منطقی در بهره گيری از منابع طبيعی و انسانی و ممانعت از به کارگيری غير علمی اين منابع می باشد. توسعه پايدار گردشگری دارای دو جنبه حفاظت از محيط زيست ومنابع وميراث فرهنگی جوامع است. از اين روگردشگری پايدار بايد با سياست مشخص و مدونی به اجرا در آيد تا بتواند حرکت اميد بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافيايی تضمين کند(منصوری ،37،1381).گردشگری پايدار برای کارايی بالاتر در اين زمينه دارای اصولی می باشد که هماهنگ کننده اهداف و راهکارهای عملی می باشد.اصول گردشگری پايدار را می توان به شرح زير بيان نمود(لومسدن ،378،1380):
1.   استفاده از ماهيت پايدارگونة منابع :حفظ و استفاده از منابع(طبيعی ، اجتماعی و فرهنگی)بسيار حائز اهميت است وبه معنای تجارت دراز مدت می باشد.
2.   کاهش بيش از حد مصرف و اتلاف : که جلوی هزينه های بازسازی زيان های دراز مدت را گرفته وبه کيفيت گردشگری کمک می کند.
3.   حفظ تنوع : حفظ و ارتقای تنوع طبيعی ، اجتماعی وفرهنگی برای پايداری دراز مدت گردشگری اهميت ويژه دارد وپايگاه انعطاف پذيری را برای گردشگری به وجود می آورد.
4.   برنامه ريزی : بسط وتوسعه گردشگری که وارد يک چارچوب برنامه ريزی راهبردی محلی وملی شده وتاثيرات محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، پايايی دراز مدت گردشگری را افزايش می دهد.
5.   حمايت از نظام اقتصاد محلی : گردشگری که تعداد زيادی از فعاليت های اقتصادی محلی را مورد حمايت وتحت پوشش خود قرار می دهد و ارزش ها و هزينه های محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، علاوه بر حمايت از اين نظام های اقتصادی جلوی انهدام محيط زيست را می گيرد.
6.   مشارکت اجتماع های محلی : مشارکت کلی اجتماع های محلی در بخش گردشگری نه تنها به نفع خود آنها ومحيط است بلکه نوع تجربه گردشگری را بهبود می بخشد.
7.   مشاوره با افراد ذی نفع وعامه مردم : مشاوره بين صنعت گردشگری و اجتماع ها ، سازمان ها و نهادهای محلی مهم است البته در صورتی که دوشادوش هم کار کنند واختلافات منافع را کنار بگذارند.
8.   آموزش خدمه : آموزش خدمه که گردشگری پايدار را وارد روش های اشتغال می کند و در کنار آن استخدام خدمة محلی در تمامی مقاطع ، سبب بهبود کيفيت گردشگری می شود.
9.   مسئوليت بازار يابی صنعت گردشگری : از آنجا که بازار يابی ، اطلاعات کاملی را در اختيار گردشگران قرار می دهد ، نه تنها سبب افزايش احترام نسبت به محيط فرهنگی ، اجتماعی وطبيعی نواحی ديدنی می شود ، بلکه رضايت مشتری را نيز افزايش می دهد.
10. انجام تحقيق : پژوهش در حال پيشرفت ونظارت برآن از طريق صنعت با استفاده از تجزيه وتحليل وجمع آوری موثر اطلاعات نه تنها ما را در حل وفصل مشکلات گردشگری ياری می کند بلکه مزايايی را برای مقاصد ، صنعت ومشتريان در بر خواهد داشت.

اصول و منشور گردشگري فرهنگي

بايد گفت گردشگري در زمره مهمترين ميراث طبيعي و فرهنگي مي باشد که به همه مردم و جهانيان تعلق دارد. بنابراين هر يک از ما حق و مسئوليت داريم که به اين ميراث برجاي مانده از گذشته حفاظت کنيم.
بنابراين همکاريهاي بين المللي و مشارکت مردم و کشورهاي مختلف جهان به عنوان عامل مؤثر در اين بسيج همگاني مي باشد. در اين راستا کنوانسيون ميراث جهاني از جمله سازمان جهاني است که با هدف جلب همکاريهاي همه جانبه ملل جهت حفاظت از ميراث گرانبهاي فرهنگي و طبيعي جهان فعاليت دارد .
مأموريت اوليه اعضاء کنوانسيون مشخص نمودن زمينه هاي فرهنگي وميراث جهاني براي تنظيم و درج آنها در فهرست بناهاي تاريخي و محوطه هاي باستاني کشور هاي عضو،جهت اطلاع آنها براي تمام افراد بشر است . مجمع ميراث جهاني کنوانسيون ميراث جهاني همه ساله گردهم مي آيند و دو وظيفه عمده و اساسي را بر عهده دارند الف ) تعيين هويت ميراث جهاني که در برگيرنده عجايب و شگفتيهاي طبيعي و فرهنگي است. اين مجمع در اجراي وظايف خود از جانب سازمان هاي بين المللي ايکوموس[1] (شوراي بين المللي بناها و محل هاي باستاني ) و ايوسن[2] (شوراي بين المللي حفاظت از منابع طبيعي)حمايت مي شود. ب) صندوق ميراث جهاني که تأمين بودجه مربوط به کمک هاي فني درخواستي کشورهاي عضو را رسيدگي مي کند بر اين اساس در ذيل شرح هشتمين پيش نويس منشور بين المللي گردشگري ، کمسيون بين المللي ،شوراي بين المللي بناها و محل ها (ايکوموس ) که براي تصويب در دوازدهمين مجمع عمومي (ايکوموس ) در کشور مکزيک ، اکتبر 1999 تهيه شده است را معرفي مي کنيم
اصل 1
چون گردشگري داخلي و بين المللي در زمره مهمترين محل هاي تبادل فرهنگي است ، حفاظت از محيط زيست بايد فرصت هاي مسئولانه و هدايت شده اي را به منظور کسب تجربه و شناخت دست اول از ميراث و فرهنگ آن جامعه براي اعضاي جامعه ميزبان و بازديد کنندگان فراهم کند .
1ـ 1
ميراث طبيعي و فرهنگي يک ذخيره مادي و معنوي است که داستان توسعه تاريخي (جامعه) را بازگو مي کند. اين ميراث نقشي مهم در زندگي مدرن دارد و بايد براي عموم به لحاظ عيني ، فکري و يا احساسي قابل دسترسي باشد. برنامه هاي حفظ و نگهداري از ويژگي هاي طبيعي و جنبه هاي ناملموس ، ظواهر فرهنگي امروزي و بافت کلي ، بايد شناخت و درک اهميت ميراث را به شيوه اي معقول و قابل دسترس براي جامعه ميزبان و گردشگر آسان کند.
2ـ1 تک تک جنبه هاي ميراث طبيعي و فرهنگي در سطوحي مختلف ازاهميت قرار دارند ؛ برخي با ارزش هاي جهاني و برخي ديگر با اهميت ملي و منطقه اي يا محلي ، برنامه هاي توجيهي بايد آن اهميت را به شيوه اي مربوط و قابل دست يابي به جامعه ميزبان و گردشگر ، به وسيله اشکال برانگيزنده آموزشي ،رسانه اي و فن آوري امروزي و با توضيح شخصي اطلاعات تاريخي ،محيطي ، فرهنگي معرفي کند.
3ـ1 برنامه هاي توجيهي و معرفي بايدسطح آگاهي عمومي را بهتر تشويق کنند و حمايت لازم را براي حيات دراز مدت ميراث طبيعي و فرهنگي به عمل آورند.
 4ـ1برنامه هاي توجيهي بايد اهميت مکان هاي ميراث، سنت ها و رسوم فرهنگي را در چارچوب تجارب گذشته و دشواري هاي کنوني منطقه و جامعه ميزبان ،از جمله دشواري هاي گروه هاي اقليت فرهنگي و زباني ، معرفي کند . بازديدکننده همواره بايد از ارزش هاي مختلف فرهنگي که ممکن است به يک منبع خاص ميراث نسبت داده شود ،آگاه باشد.
اصل 2
رابطه بين مکان هاي ميراث و گردشگري رابطه اي پوياست و مي تواند شامل ارزش هاي متضاد شود . اين رابطه بايد به شيوه اي پايدار براي نسل هاي امروز و فردا هدايت شود .
1ـ2 مکان هاي داراي اهميت ميراث ارزشي براي مردم ، به عنوان يک پايه مهم در تنوع فرهنگي و توسعه اجتماعي ، ارزش واقعي دارند. حفظ و نگهداري دراز مدت فرهنگ هاي زنده ، مکان هاي ميراث ، مجموعه ها ، يکپارچگي طبيعي و بومي و بافت آنها بايد جزء سازنده اصلي سياست هاي اجتماعي ، اقتصادي ،سياسي ، حقوقي ، فرهنگي  و توسعه گردشگري باشد.
2ـ2 تعامل بين منابع يا ارزش هاي ميراث و گردشگري تعاملي پويا و تغيير يابنده است که فرصت ها ،چالش ها و نيز اختلافات بالقوه ايجاد مي کند. توسعه ها ،فعاليت ها و طرح هاي گردشگري بايد نتايج مثبت به بار آورند و اثرات منفي بر ميراث و سبک زندگي جامعه ميزبان را به حداقل برسانند . و در همين حال پاسخ گوي نيازها و خواسته هاي گردشگر باشند.
3ـ2 برنامه هاي حفظ ، توجيه و توسعه گردشگري بايد بر مبناي شناختي جامع از جنبه هاي مشخص ، اما اغلب پيچيده و متضاد ، اهميت ميراث مکان خاص استوار باشند . پژوهش و راي زني مستمر براي تقويت شناخت و درک آن اهميت ،مهم است.
4ـ2 حفظ اصالت مکانهاي ميراث و مجموعه ها حائز اهميت است . اين امر عنصر اصلي اهميت فرهنگي آنهاست ،زيرا در ماده طبيعي ، حافظه مشترک و سنت هاي ناملموس که از گذشته باقيمانده اند تجلي مي يابند. بنابراين برنامه هايي بايد اصالت مکانها و تجارب فرهنگي را معرفي و تبيين کنند تا شناخت و درک از ميراث هاي فرهنگي افزايش يابد.
5-2 طرح هاي توسعه گردشگري و زيربناي بايد ابعاد هنري ، اجتماعي و فرهنگي ، چشم انداز هاي طبيعي وفرهنگي و ويژگيهاي تنوع زيستي و بافت ديداري وسيعتر مکان هاي ميراث را به حساب آورند. بايد به استفاده از محصولات محلي اولويت  داده شود و سبک هاي معماري محلي يا سنت هاي بومي و محلي مدنظر قرار گيرند.
6 ـ2 قبل از آنکه مکان هاي ميراث به منظور گردشگري حمايت و توسعه يابند ، طرح هاي مديريت بايد ارزش هاي طبيعي و فرهنگي آن مکانها را برآورده کنند. آنگاه اين طرح ها بايد حدود مناسب تغييرات قابل قبول ، به خصوص در ارتباط با تأثير شمار بازديدکنندگان بر ويژگي هاي طبيعي ، يکپارچگي ،بوم شناختي و تنوع زيستي آن مکان ، سيستم هاي جاده هاي محلي و حمل و نقل و رفاه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي جامعه ميزبان را تعيين کنند. چنانچه سطح احتمالي تغييرات غير قابل قبول باشد ، طرح هاي پيشنهادي توسعه بايد اصلاح شوند.
7ـ 2 تدوين برنامه هاي ارزشيابي مستمر براي تخمين اثرات تدريجي فعاليت هاي گردشگري و توسعه بر روي مکان يا اجتماعي خاص ضروري است .


اصل 3
برنامه ريزي حفظ ،نگهداري و گردشگري مکان هاي ميراث بايد بازديدي ارزشمند ، رضايت بخش و دلپذير براي گردشگر باشند.
1ـ3 برنامه هاي حفظ و نگهداري و گردشگري بايد اطلاعاتي باکيفيت عالي ارائه دهند تا شناخت بازديدکننده را ازاهميت ويژگيهاي ميراث و ضرورت حفظ آنها به حد مطلوب برسانند تا او بتواند به شيوه  اي مناسب از بازديد مکان مورد نظر لذت ببرد .
2ـ3 بازديد کنندگان ، چنانچه مايل باشند ، بايد بتوانند مکان ميراث را با سرعت دلخواه خودشان بازديد کنند . تعيين مسيرهاي خاص گردشي براي به حداقل رساندن اثرات بازديدها بر انسجام و بافت طبيعي يک مکان و ويژگيهاي طبيعي و فرهنگي آنجا، ممکن است ضروري باشد.
3ـ3 محترم شمردن قداست اماکن و رسوم و سنت هاي مذهبي براي مديران آن اماکن ، بازديد کنندگان ، سياست گذاران ،برنامه ريزان وتورگردانان امري بس مهم است . بازديدکنندگان رابايد تشويق کرد که به عنوان مهماناني ارزشمند براي ارزش ها و سبک زندگي جامعه ميزبان احترام قايل شوند؛ از سرقت اشياء فرهنگي يا خريد و فروش غير قانوني آنها بپرهيزند ؛ و به شيوه اي مسئولانه رفتار کنند تا اگر خواستند دوباره به آن مکان بازگردند از آنها مجدداً استقبال شود.
4ـ3 برنامه ريزي فعاليت هاي گردشگري بايد امکانات مناسب براي آسايش ، امنيت و رفاه بازديد کننده را فراهم کند؛ به طوري که لذت بازديد افزايش يابد ،ولي اثر مخرب بر اجزاي مهم يا ويژگي هاي بومي نداشته باشد.
اصل 4
جوامع ميزبان و مردم بومي بايد در برنامه ريزي حفظ و نگهداري و گردشگري درگير باشند .
1ـ4 حقوق و منابع جامعه ميزبان ، در سطوح محلي و منطقه اي ، صاحبان املاک و مردم بومي ذيربط که ممکن است حقوق يا مسئوليت هاي سنتي خود را بر سرزمين و جاهاي مهم آن اعمال کنند ، بايد محترم شمرده شوند . آنها بايد در تعيين اهداف ، راهبردها و پروتکل هاي مربوط به شناسايي ، حفظ ، مديريت ،ارائه و تبيين منابع ميراث خودشان ،رسوم فرهنگي و جلوه هاي فرهنگي معاصردر زمينه گردشگري درگير باشند.
2ـ 4 درحالي که ممکن است ميراث يک مکان يا منطقه اي خاص،بعدي جهاني داشته باشد ، ولي نيازها و خواسته هاي برخي از جوامع يا مردم محلي در مورد تجديد يا مديريت دست يابي عيني ، معنوي يا فکري بازديدکنندگان به برخي رسوم ، دانش ها، باورها ، فعاليت ها ، اشياء يا محل هاي فرهنگي بايد محترم شمرده شوند.
اصل 5
فعاليت هاي گردشگري و حفظ و نگهداري بايد به نفع جامعه ميزبان باشد.
1ـ 5 سياستگذاران بايد از اقداماتي براي توزيع عادلانه منافع گردشگري حمايت کنند تا تمام مناطق کشور در آن سهيم شوند. اين امر سطوح توسعه اجتماعي ـ  اقتصادي را بهتر مي کند و در کاهش فقر ، در هر کجا که لازم باشد ، تأثير مي گذارد .
2ـ 5 مديريت حفظ ، نگهداري و فعاليت هاي گردشگري بايد منافع اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي عادلانه اي را براي مردان و زنان جامعه ميزبان يا محلي ، در تمام  سطوح ، از طريق آموزشي ،کارآموزي و ايجاد فرضت هاي شغلي تمام وقت فراهم کند.
3ـ 5 بخش قابل توجهي از درآمد حاصل از گردشگري مکان هاي ميراث بايد به حفظ ، نگهداري و معرفي آن مکان ها؛ از جمله موقعيت طبيعي و فرهنگي آنها اختصاص يابد . بازديدکنندگان بايد ، در هر کجا که ممکن باشد از اين اختصاص درآمد مطلع شوند.
4ـ 5 برنامه گردشگري بايد کارآموزي و اشتغال راهنماها و راهنمايان محل را از ميان اعضاي جامعه ميزبان به منظور افزايش مهارت هاي مردم محلي در معرفي و تبيين ارزش هاي فرهنگي شان تشويق کنند.
5ـ 5 برنامه هاي توجيهي و آموزشي ميراث در ميان مردم جامعه ميزبان بايد دخالت راهنمايان محلي را ترغيب کنند. اين برنامه ها بايد به افزايش آگاهي مردم محلي از ميراث خودشان و محترم شمردن آن کمک و آنان را تشويق کنند که در مراقبت و نگهداري آن سهمي مستقيم داشته باشند.
6 ـ5 برنامه هاي مديريت حفظ ،نگهداري و گردشگري بايد شامل فرصت هاي آموزشي و کارآموزي براي سياست گذاران ، برنامه ريزان ، پژوهشگران ،طراحان ، معماران ،ديلماج ها، متصديان نگهداري و تورگردانان باشد. شرکت کنندگان در اين برنامه ها بايد تشويق شوند تا موضوع ها ، فرصت ها و مسائل متضادي را که همکارانشان با آنها مواجه ميشوند بفهمند و به حل آنها کمک کنند.
اصل 6
برنامه هاي حمايتي از گردشگري بايد ويژگيهاي طبيعي و ميراث را حفظ و بهتر کنند.
1ـ6 برنامه هاي حمايتي گردشگري بايد انتظارات واقع بينانه ايجاد کنند و بازديدکنندگان بالقوه را مسئولانه از خصوصيات خاص ميراث يک مکان يا جامعه ميزبان مطلع نمايند و بدين طريق آنان را تشويق کنند تا به نحوي شايسته رفتار کنند.







[1]- Icomos
[2]- Iucn